شباهت در معناست . . . .
همچنين جاحظ در مورد حديث به روايت متنى بسنده مىكند كه در آن ، درخت سدره به فيل تشبيهشده و گفته است : « عبد اللّه بن بكر از حميد ، از انس ، حديث كرده است كه پيامبر صلى اللّه عليه و إله فرمود : « وقتى كه در شب معراج به درخت سدره رسيدم برگهايش مانند گوشهاى فيل و ميوههايش مانند خمرههاى بزرگ بود و وقتى كه به فرمان خداوند رويش پوشيده شد ، به ياقوت تبديل يافت . » « 1 »
جاحظ ، وقتى كه به عنوان جدل و مناظره ، آيات قرآن را مورد بحث قرار مىدهد ، به تفصيل دربارهء تشبيه سخن مىگويد . چنانكه در مورد آيهء : « زقوم ، درختى است كه از بن دوزخ برآيد ، ميوههايش گويى سرهاى شياطين است . » « 2 » اهل طعن و خلاف گفتهاند :
« چگونه جايز است به چيزى مثل زده شود كه ما آن را نديدهايم و نمىتوانيم تصوّرش كنيم و در هيچ كتابى يا خبر صادقى براى ما توصيف نشده است ؟ سياق كلام نشان مىدهد كه مقصود ، ايجاد ترس و وحشت به وسيلهء اين صورتها ( رؤوس شياطين ) است .
به علاوه ، اگر عبارتى از اين رساتر در ايجاد ترس وجود مىداشت ، اينجا بيان مىشد .
بنابراين ، چگونه اين موضوع تحقق مىيابد ، در حالى كه مردم از چيز وحشتناكى مىترسند كه آن را ديده و يا توصيفكنندهء زبانآورى آن را توصيف كرده باشد و حال آنكه ما نه اين صورتها را ديدهايم و نه شخص راستگويى آنها را براى ما ترسيم كرده است ، و نيز بيشتر افراد اين امّتها كه با اهل كتاب ( يهود و نصارا ) و حاملان قرآن ( مسلمانان ) معاشرتى نداشته و سخنان مخالفان را نشنيدهاند ، تصورى از آنها ندارند و بر آنها آگاهى نمىيابند و ترسى برايشان پيدا نمىشود . پس چگونه اين آيه مىتواند تهديدى براى همگان باشد ؟ »
اشكالكنندگان توجه دارند كه اسلوب آيه براى تهديد و ترسانيدن است و تصويرى كه در آن آمده ، همين هدف را دنبال مىكند ، امّا آنچه مورد بحث مىباشد ، اين است كه آيا اين ترس به صورت حقيقى در ذهنها تحقّق مىيابد و يا اينكه به عنوان
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، ج 7 ، ص 84 .
( 2 ) - صافّات / 64 - 65 .