صورت شياطين ، ابدا قابل تحقق نيست ؟ « مىگوييم : اگرچه ما هرگز نه شيطان را ديدهايم و نه صورت سرهاى آنها را و هيچ نقاش صادقى با تصوير آنها را براى ما ترسيم نكرده است ، امّا در مثل زدن به زشتى شيطان همگى وحدت نظر دارند ، تا آنجا كه اين ضرب المثل را در دو مورد به كار بردهاند . يكى اينكه مىگويند : « فلان چيز از شيطان زشتتر است » ديگر اينكه به منظور فال بد زدن ، شخص زيبايى را شيطان مىنامند چنانكه اسب نجيب را شوهاء ( چموش ) و زن زيبا را صمّاء ، قرناء ، خنساء و جرباء ( كر ، پير ، شيطان ، گاو كوهى و گر ) مىنامند ، و هدفشان فال بد زدن به آن است . پس اينكه مسلمانها و عرب و همهء كسانى كه ما با آنها روبهرو مىشويم معتقدند كه شيطان در زشتى ضرب المثل است ، دليل بر اين است كه او در حقيقت از هر زشتى زشتتر است .
قرآن هم بر همان كسانى نازلشده كه اين ضرب المثل در سرشت آنها بهطور كامل تثبيت شده است .
چنانكه مىگويند : او زشتتر از سحر است ، همچنانكه عمر بن عبد العزيز دربارهء شخصى كه مقصود خود را با بهترين سخن ادا كرد ، گفت : به خدا سوگند اين ، سحرى حلال است و نيز چنين است كه گاهى مىگويند : فلانى ، خيلى شيطان است ، بدين معنا كه فلانى با شهامت و بانفوذ و مانند آن است . » « 1 »
بحثهاى جاحظ ، پيوسته پيرامون نظم قرآنى دور مىزند ، به عنوان مثال ، تشبيه به سرهاى شياطين در قرآن از يك اصل ريشهدارى نزد عرب ، يعنى از روحيه آنها سرچشمه مىگيرد ، چرا كه در روحيهء آنها اينگونه رسوخ يافته كه شيطان چهرهء زشت و كريهى دارد و تشبيه قرآن از اين اصل مايه مىگيرد . ازاينرو ، عرب گاهى به زشتى شيطان مثل مىزنند و زمانى از باب فال بد زدن ، شخص زيبارو را شيطان مىنامند .
جاحظ در مسأله سخن گفتن پرندگان ، معناى تشبيه را به تفصيل بيان مىكند :
« خداى عزّ و جلّ از زبان سليمان خبر مىدهد كه گفت : اى مردم ، به ما زبان مرغان آموختند . و شاعر نيز چنين سروده است :
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، ج 6 ، ص 211 - 213 .