نچشد و آنجا كه با اين سخن خويش : « ذق » كافر را تهديد مىكند ، مقصود از آن ، احساس عذاب است . تمام اينها از باب تعبير مجازى است و كاملا روشن است كه هدف جاحظ ازاينروش مجازى تحليل زيباشناسى نيست ، بلكه هدف او ردّ اشكالات و نيز اثبات گسترهء بيان مجاز در قرآن است كه يك نوع بيان عربى آشكار است .
د - روش تشبيه : روش تشبيه از نظر جاحظ به خاطر انگيزهء بحث و گفتگوى او ، از موقعيّت ويژهاى برخوردار است . ازاينرو ، آنجا كه از تشبيه سخن مىگويد آن را گاه به عنوان دفاع كلامى مطرح مىكند و گاه به عنوان تحقيق ادبى . او نخست اين قاعده را از نظر بلاغت و منطق باهم مورد بحث قرار مىدهد ، چنانكه گفته است : « . . . گاهى برخى از اجزاى يك مسألهء علمى ممكن است مربوط به علم ديگرى باشد ، امّا اين امر باعث نمىشود كه مسأله از احكام و حدود اين دو علم خارج شود . »
او سپس به توضيح انواع تشبيه مىپردازد و مىگويد : « گاهى شاعران و دانشمندان و سخنوران ، انسان را به ماه ، خورشيد ، باران ، دريا ، شير ، شمشير ، مار و ستاره تشبيه مىكنند و با اين تشبيهات او را از حدّ انسانى خارج نمىسازند . وقتى كه مىخواهند انسان را نكوهش كنند مىگويند : او سگ ، خوك ، بوزينه ، الاغ ، گاو ، بز وحشى ، گرگ ، عقرب و سوسك است . و اين واژهها را در حدود انسانها و نامهاى آنها داخل نمىسازند و نيز انسان را با اين تشبيهات از محدودهء انسانيت خارج نمىكنند و به محدودهء حيوانات وارد نمىسازند ، و همچنين كنيز را آهو ، مىنامند و گاهى او را بچّه آهو ، كرّه اسب ، قمرى ، كبوتر ، زهره ، شمشير برنده و خيزران مىگويند و مانند همين كار را با برجها و كواكب مىكنند . ازاينرو ، اسد ، ثور ، حمل ، جدى ، عقرب و حوت را ذكر مىكنند و بعضى را به نامهاى قوس ، سنبله ، ميزان و جز اينها ، مىنامند ، و دراينباره ، ابن عسلهء شيبانى ، سروده است :
فصحوت و النّمرىّ يحسبها * عمّ السّماك و خالة النّجم
« . . . پس از مستى به هوش مىآيم و نمرى خيال مىكند كه او عمّهء سماك ( ماهى فروش ) و خالهء ستاره است . »