« دشمنان بسيار چارهانديشى كردند كه همهء ما را بكشند تا مادرمان بىاولاد شود چنانكه دختر باكره فرزند ندارد . »
غنوى در اين شعر مادر كماولاد را همچون دوشيزهاى كه بكلّى فرزند ندارد به حساب آورده و چون همانند عذراست ( به علاقهء مشابهت ) او را عذرا ( دوشيزه ) گفته است . عرب براى اينكه گفتارشان خوب فهميده شود ، در كلامشان هرگونه تصرّفى انجام مىدهند و اين نيز فضيلتى ديگر براى زبان عرب است .
عرب همانطور كه « اكل » را به معانى گاز گرفتن و نابود كردن و تغيير دادن و كور كردن چشم ، بهكار مىبرند ، در موردى هم كه نه طعمى در كار است و نه طعامى ، جايز دانستهاند كه بگويند : ذقت ( چشيدم ) و طعمت ( غذا خوردم ) چنانكه عرجى در اين بيت گفته است :
و ان شئت حرّمت النّساء سواكم * و ان شئت لم اطعم نقاحا و لا بردا « 1 »
« اگر مىخواستم ، زنها را بر غير شما حرام مىكردم ، و اگر مىخواستم ، نه آب صاف گوارا مىچشيدم و نه خواب را . »
خداى متعال نيز فرموده است :
إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي
« 2 » ، « خداوند شما را به نهر آبى آزمايش مىكند ، هركسى از آن بياشامد از من نيست و هركس نياشامد از من است . » منظور چشيدن طعم آن است ( نه خوردن آب آن . )
علقمة بن عبده چنين سروده است :
و قد اصاحب فتيانا طعامهم * حمر المزاد و لحم فيه تنشيم
« و گاهى جوانانى را همراهى مىكنم كه خوراك و شرابشان آب مانده در بركهها و
هامش
( 1 ) - نقاخ به ضم نون و خاء معجمه : آب سرد گواراى صاف . لسان العرب با حاء بىنقطه دانسته است و برد در اينجا به معناى آب دهان يا خواب است زيرا خواب با راحت كردن چشم آن را سرد مىكند . و اين ، يكى از دو وجه تفسير در آيهء :لا يَذُوقُونَ فِيها بَرْداً وَ لا شَراباًاست . الحيوان ، ج 5 ، پاورقى ، ص 33 . م .
( 2 ) - بقره / 249 .