مىگويد : « مردى كه بردهاش را به شدت كيفر مىداد به او گفت : ذق : « بچش » ! و كيف ذقته ؟ : « چگونه آن را چشيدى ؟ » و ، كيف وجدت طعمه : « طعم آن را چگونه يافتى ؟ » و از اين قبيل است سخن خداوند :
ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ
« 1 » ، « ( اى فرشتگان عذاب به استهزاء به او بگوييد ) عذاب دوزخ را بچش كه تو بسيار عزيز و گرامى هستى » . امّا سخن آنها كه مىگويند : ما ذقت اليوم ذواقا ، معنايش اين است : امروز نه خوراكى خوردم و نه آشاميدنى نوشيدم و منظور آن است كه نه كم و نه زياد ، يعنى اصلا هيچ چيز نچشيدم و نيز جاحظ گفته است :
مردى به كارگزارش گفت : ايت فلانا و ذق ما عنده : « پيش فلانى برو و آنچه نزد اوست بچش ( بشناس ) » . و شمّاخ بن ضرار گفته است :
فذاق فاعطته من اللّين جانبا * كفى و لها ان يغرق السّهم حاجز
« پس كمان را چشيد ( آزمود ) ديد كه به حد كافى نرم است و اين نرمى مانع از آن است كه تير در آن داخل شود . »
ابن مقبل نيز گفته است :
او كاهتزاز ردينىّ تذاوقه * ايدى التّجّار فزادوا امتنه لينا
« يا مانند لرزش نيزهء معروفى كه دستهاى افراد ماهر آن را آزمودند و نرميش را افزودند . »
نهشل بن حرى گفته است :
و عهد الغانيات كعهد قين * و نت عنه الجعائل مستذاق
جعائل از جعل مشتقشده و به معناى پاداش عمل است .
معناى شعر اين است : « پيمان زنان زيباى بىنياز از آرايش ، مانند پيمان آزمايش شدهء آهنگرى است كه در دادن مزدش سهلانگارى مىشود . » « 2 »
هامش
( 1 ) - دخان / 49 .
( 2 ) - يعنى چنانكه وقتى مزد آهنگر دير داده شود از دوستانش قطع رابطه مىكند ، اين زن هم وقتى پولش دير شود با مربوطينش قطع رابطه مىكند . م .