« كسانى كه اموال يتيمان را به ستم مىخورند . » مورد ديگر :
أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ
« 1 » ، « بسيار خورندگان مال حراماند . » در اين موارد واژهء « خوردن » بهكار رفته ، با اينكه اشخاص به وسيلهء اين اموال شراب نوشيده ، جامهها پوشيده و چهارپايان را سوارشده و حتى يك درهم از آن را در خوردن چيزى به كار نبردهاند و نيز در بقيّهء آيهء 10 از سورهء نساء فرموده است :
إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً
، « جهنّميان در شكمهايشان آتش را فرومىبرند » و اين مجاز ديگرى است .
شاعر در مورد اينكه مرور زمان اجزاى خمر را از بين مىبرد ، مىگويد :
اكل الدّهر ما تجسّم منها * و تبقّى مصاصها المكنونا
« آنچه از خمر خشك شد ، مرور زمان آن را خورد و تنها رايحهء خالص آن را باقى گذاشت . »
شاعر ديگر سروده است :
مرّت بنا تختال فى اربع * يأكل منها بعضها بعضا
« بر ما گذشت در حالى كه دربارهء چهار نفر از يارانش كه بعضى از آنها بعض ديگر را مىخورند فكر مىكرد »
و نيز اين شعر :
و قد اكلت اظفاره الصّخر . . .
« سنگ سخت چنگالهاى كمان را از بين برد . »
و مانند اين شعر :
كضبّ الكدى افنى براثنه الحفر :
« چنانكه حفّارى در زمينهاى سخت چنگالهاى سوسمار را از بين برد . »
وقتى كه عربها مىگويند : شير ، او را خورد ، منظورشان همان خوردن معروف و معمولى است و امّا وقتى كه مىگويند : شيرها ، او را خوردند ، منظورشان تنها دريدن و گاز گرفتن آن است . خداوند نيز فرموده است : « آيا يكى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مردهء خود را بخورد ؟ » « 2 » . مىگويند : هم لحوم النّاس . چنانكه گويندهاى به اسماعيل بن
هامش
( 1 ) - مائده / 42 .
( 2 ) - حجرات / 12 .