كرده است : « گروهى از ملحدان و كسانى كه به وجوه مختلف زبان و گستردگى زبان عرب و به دست آمدن معناى بعضى كلمات ، از بعضى ديگر به وسيلهء اشاره و الهام آگاهى ندارند ، به قرآن اشكال گرفته و گفتهاند : ما مىدانيم كه زنبور عسل ، موم را از موادّ روى درختان مىگيرد و خانههاى عسل را با آن مىسازد ، سپس عسل را از روى درختان همانند ترنجبين كه بر روى درختان ريختهشده ، منتقل مىكند ، با اين تفاوت كه مكانهاى موم و اثراتش پنهان است و عسل نيز مخفىتر و پوشيدهتر است . بنابراين ، عسل نه استفراغ زنبور است و نه مدفوع او و هرگز به معدهء او وارد نشده است . »
جاحظ در پاسخ به سخن ملحدان مىگويد : « خداوند در قرآن مىفرمايد :
« پروردگار تو ، به زنبور عسل الهام كرد : از كوهها و درختان و سقفهاى رفيع براى خود منزل بگير ، سپس از ميوهها بخور و راه پروردگارت را به اطاعت بپيما . آنگاه از شكم آن شربت شيرين به رنگهاى مختلف بيرون آيد كه در آن براى مردم شفاست در اينكار نشانى از خداوند براى انديشمندان است . » « 1 » اگر آيه به اين معنا باشد كه عسل همچون صمغ و آنچه از طبيعت اشياء و درختان بيرون مىآيد و با يكديگر ممزوج مىشوند ، از درخت برگرفته مىشود ، در اين امر هيچ شگفتى به جز به همان مقدار كه در موارد فراوان ديگر ، مشاهده مىكنيم ، وجود ندارد .
امّا اينكه خداوند فرموده است : از شكم زنبور عسل ، شربتى بيرون مىآيد ، عسل ، شربت نيست بلكه عسل به وسيلهء آب ، به شربت يا نبيذ تبديل مىشود ، و اينكه خداوند آن را شربت ناميد به اين سبب است كه از آن شربت مىسازند . چنانكه در سخن عرب گفته مىشود : جائت السّماء اليوم بأمر عظيم ؛ آسمان كه آمدنى نيست ، بلكه از آسمان چيزى مانند باران فراوان فرومىريزد . شاعر نيز گفته است :
اذا سقط السّماء بارض قوم * رعيناه و ان كانوا غضابا
« وقتى كه در سرزمين مردمى از آسمان باران فرودآيد ، ما از گياه آن استفاده مىكنيم هرچند آن مردم خشمگين باشند . »
هامش
( 1 ) - نحل / 68 - 69 .