در تعبير خود قرآن وجود دارد در الفاظ ديگر يافت نمىشود .
جاحظ دربارهء سخن محذوف ، مثالهايى از متون احاديث نقل مىكند : « هشيم از يونس و او از حسن نقل مىكند تا مىرسد به مهاجران كه گفتند : اى رسول خدا ! انصار بر ما فضيلت دارند ، زيرا ما را پناه دادند و يارى كردند و آن همه خدمات انجام دادند .
پيامبر صلى اللّه عليه و إله فرمود : آيا اين عمل را از آنها مىدانيد ؟ گفتند : آرى . پيامبر صلى اللّه عليه و إله فرمود : آرى چنين است . در حديث ، جملهاى غير از اين نيست و معناى اين جمله اين است : كه اين قدردانى شما ، سپاسگزارى و جبران خدمت آنهاست . » « 1 »
آخرين مثال جاحظ همان چيزى است كه اهل بلاغت آن را از ايجاز حذف به شمار مىآورند و مثالهاى قبل را ايجاز قصر مىنامند ، امّا تقسيمبندى دوم را در نزد جاحظ مشاهده نمىكنيم و او از طرفداران تقسيمات بلاغى نيست ، زيرا وى سخنى را موجز مىداند كه با لفظ اندك ، معناى زيادى را بفهماند و نيز سخنى كه در آن ، حذف صورت گرفته باشد .
ج - روش مجاز : نوع سوم از انواع بيان ، روش مجاز است كه جاحظ به خاطر مبارزه با دشمنان دين و مخالفان اعتزال ، تحقيقات خود را پيرامون اين روش ، هم بهگونهء فنّى محض و هم بهگونه جدال كلامى مطرح كرده است . امّا گروهى از مخالفان اعتزال به ظاهر لفظ ، تمسّك جسته و به مجاز توجه نكردهاند و شكى نيست كه برحسب توجه به روش مجاز يا حقيقت ، معنا تغيير مىكند . به عنوان مثال ، بعضى از تفسير ابن عباس نقل كردهاند كه بيان آيه مجازى است در حالىكه گروهى ديگر را مىبينيم كه آيه را به روش حقيقى برمىگردانند و دراينباره جاحظ از اين سخن خدا ياد مىكند : « و هنگامى كه وعدهء عذاب كافران فرارسد ، جنبندهاى از زمين برانگيزيم كه با آنان تكلّم كند كه مردم به آيات ما ، يقين نمىكردند » « 2 » عبد اللّه بن عباس مىگويد : تكلّم در اين آيه از واژهء كلام به معناى سخن گفتن نيست ، بلكه از كلم به معناى زخم و جراحت است و جمع آن كلوم و
هامش
( 1 ) - البيان و التّبيين ، ج 2 ، ص 478 و مثالهاى حديثى و غيره در همان مأخذ ، ج 2 ، ص 16 - 30 نيز ذكر شده است .
( 2 ) - نمل / 82 .