تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
از آن كمك بگيرد ، خيرى در آن نيست . »
اسود شرى لاقت اسود خفيّة * تساقوا على حرد دماء الاساود « 1 »
« شيرهاى شرى با شيرهاى خفيه با خشم روبه‌رو شدند و خون مارهاى سياه قوى را سركشيدند . » جملهء « هم ساعد الدّهر » مثلى است كه راويان آن را بديع مىگويند . راعى شاعر چنين گفته است :
هم كاهل الدّهر الّذى يتّقى به * و منكبه ان كان للدّهر منكب
« آنها پشت شانهء روزگارند كه مايهء حفظ آن است و كتف روزگارند ، اگر براى آن كتفى فرض شود . » و در حديث آمده است : موسى اللّه احدّ و ساعد اللّه اشدّ : « تيغ خدا تيزتر و بازوى او سفت‌تر است . » فن بديع منحصر به عرب است و به اين دليل زبان عرب بر تمام زبانها برترى دارد . راعى در شعر خود ، بديع بسيار به كار برده و بشّار از بديع به نيكى استفاده كرده است و عتّابى در اشعارش انديشه‌هاى بديعى مىآورد . » « 2 » صرف‌نظر از برتريهايى كه در زبان عرب وجود دارد ، آنچه جاحظ دراين‌باره مىگويد ، ناشى از روحيّهء مبارزه‌طلبى او بر ضدّ گروه‌گرايى است كه شرايط زمان ، آن را ايجاب مىكرده است . بنابراين ، به عقيدهء جاحظ ، مثل يا بديع ، جز تشبيه بليغى كه حرف تشبيه آن حذف شده باشد ، چيزى نيست همان‌گونه كه اهل بلاغت آن را تعريف كرده‌اند ، چنان‌كه معلوم مىشود ، راويان زمان جاحظ چنين اصطلاح كرده بودند كه منظور از بديع ، تشبيهى است كه ادات تشبيه حذف‌شده و توجّه نداشتند كه افزون بر حذف ادات تشبيه ، بايد مشبّه غير از مشبّه‌به باشد . . . . ب - روش ايجاز : نخست به بيان تعريف جاحظ از ايجاز مىپردازيم : « منظور از ايجاز ، قلّت لفظ و حروف نيست ، بلكه ايجاز گاهى به سخنى گفته مىشود كه به
هامش
( 1 ) - شرى ، كوهى است در نجد يا تهامه كه به كثرت درندگان شهرت دارد و خفيّه ، بيشه و جنگلى است در نواحى كوفه ، اساود جمع اسود : نوعى از مارهاى قوى و سياه‌رنگ . البيان و التبيين ، ج 4 ، پاورقى ، ص 55 . م . ( 2 ) - البيان و التبيين ، ج 4 ، ص 55 - 56 .