شرح و بسط دارد كه البته ما به مهارت و تسلّط جاحظ دربارهء ويژگيهاى زبان يونانى آگاهى نداريم ، امّا اساس انديشهء او بىاشكال است ، زيرا هر زبانى را توانايى و ويژگيهايى است . بههرحال ، جاحظ با بيان ارزشهاى بلاغى ايجاز روشن مىسازد كه ايجاز از ويژگيهاى زبان عرب به شمار مىرود و بهطور كلى روان انسان را آرامش مىبخشد . او در اين زمينه ، به آياتى كه داراى ايجاز است مثل مىزند : « از چيزهايى كه دربارهء ايجاز و بلاغت معانى با الفاظ اندك و كوتاه گفتهشده ، اين سخن خداوند است :
هذا نُزُلُهُمْ يَوْمَ الدِّينِ
، « اين ( عذابها ) در قيامت ( نزل ) وسيلهء پذيرايى كافران است . »
عذاب ، نزل نيست ، امّا چون عذاب براى كافران جاى نعمت براى ديگران را گرفته به اين نام ناميده شده است .
شاعر نيز گفته است :
فقلت اطعمنى عمير تمرا * فكان تمرى كهرة و زبرا
« گفتم : اى عمير ، خوراك خرما به من بده ، پس خرمايى كه به من داد دور راندن و زجر دادن بود . »
خرما ، زجر دادن و راندن نيست ، امّا در اين شعر چنين اراده شده است .
خداوند متعال مىفرمايد : « روزى بهشتيان صبح و شام مىرسد » « 1 » ، با اينكه در بهشت ، صبح و شام نيست ، امّا نسبت به مقدار آنها چنين گفته شده است . نيز مىفرمايد :
« دوزخيان به نگهبانان جهنم گويند : . . . » « 2 » در حالىكه نه چيزى از جهنم ، ربوده مىشود كه نگهبان داشته باشد و نه كسى مىخواهد داخل آن شود كه نياز به مانع داشته باشد ، امّا چون فرشتگان به جاى نگهدار و حافظ قرار گرفتهاند ، خدا آنها را نگهبان ناميده است . » « 3 »
حقيقت ايجاز به نظر جاحظ آن است كه الفاظ اندك از معانى زياد برخوردار باشد . بنابراين ، اگر قرار شود كه به جاى كلمات نزل ، بكره و عشى كلمات ديگرى به كار رود ، براى گسترش معنا ، حداقل به بيشتر از يك لفظ ، نياز است و در عين حال دقتى كه
هامش
( 1 ) - مريم / 62 .
( 2 ) - مؤمن / 49 .
( 3 ) - البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 149 - 153 .