گستردگى طومارى است و اطاله نيز مانند آن است و آنچه براى ايجاز سخن ، لازم است اين است كه حذف به اندازهاى باشد كه سبب پيچيدگى و تكرار نشود و در فهماندن معنا به قسمتى از سخن بسنده شود و سخنى كه بيشتر از اين مقدار باشد خطل ( ناقص ) است . » « 1 »
چنين تعريفى ، ايجاز را تنها به جنبهء لفظى محدود نمىكند ، بلكه جنبه معنوى را نيز دربرمىگيرد .
بنابراين ، ايجاز چيزى است كه موقعيت سخن ، آن را اقتضا مىكند ، نه حذف و زياد كردن غير لازم . ازاينرو ، جنبههاى ظاهرى سخن از قبيل طولانى بودن سطرها يا كوتاه بودن آنها بيانكنندهء حقيقت ايجاز نيست .
آنگاه جاحظ به موارد اطناب و ايجاز مىپردازد و زيركانه مىفهماند كه انسان ايجاز را دوست مىدارد و آن را بر روش اطناب ترجيح مىدهد : « خدا تو را حفظ كند ، اكنون عواملى كه موجب اطالهء سخن مىشود و نياز به اطناب پيدا مىكند ، باقىمانده است و اطناب تا وقتى كه از اندازهء لازم فراتر نرود و نهايت مطلوب را برساند سخنى بيهوده محسوب نمىشود . و برخردمند شايسته نيست كه از كلمات ، معنايى را بجويد كه در توان آنها نباشد ، چنانكه نمىتوان هيچكس را بر خلاف طبيعتش وادار كرد و به همين دليل ، آموزگار منطق ناگزير مىشود براى كسىكه از او منطق مىآموزد آن را تفسير كند هرچند گوينده نرمزبان و خوشبيان باشد ، امّا من به هيچوجه شك ندارم كه هرچه انسانها نسبت به سخنان نغز دلباختهتر و به مطالب ظريف شيفتهتر و به داستانهاى كوتاه مايلتر و شايقتر باشند ، بهطور طبيعى كثرت لفظ را سنگين مىشمارند ، اگرچه اين الفاظ داراى معانى فراوان و طولانى كردن سخن و كثرت الفاظ براى شنونده سودمندتر باشد . » « 2 »
بيان فشردهء جاحظ كه مىگويد : زبانها هركدام سرشتى دارد ، به اين معناست كه بدون شك زبان عرب ، زبان ايجاز است ، در حالىكه به عنوان مثال ، زبان يونانى نياز به
هامش
( 1 ) - الحيوان ، ج 1 ، ص 91 - 97 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ج 6 ، ص 7 - 9 .