مىآورد : « . . . ابو نجم در موردى كه به بيان معنا دور تر از آن است كه گفتيم ، در توصيف گورخر و گورخران كه در آن مكان وجود داشت گفته است :
و ظلّ يوفّى الأكم ابن خالها ، « پيوسته گورخر را پسردائىاش تعقيب مىكند . . . »
اين امر نشانگر گستردگى سخن نزد اعراب و حمل بعضى بر بعضى ديگر و نيز اشتقاق بعضى از بعضى ديگر است . پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله نيز فرموده است : نعمت العمة لكم النّخلة ، « درخت خرما براى شما خوب عمّهاى است » و اين بدان جهت بود كه ميان نخله و آن مردم مشابهت و همشكلى و هماهنگى از جهات گوناگون وجود داشت و ما اين مطلب را در كتاب زرع و نخل ياد كردهايم » « 1 » اين كتاب اكنون از بين رفته ، امّا بايد توجه داشت كه در تعبير عمّه براى نخله ، مشابهت ميان نخله و آن مردم در نظر گرفته شده و سپس برطبق سليقهء مخاطبان و احساس ادبى عمومى آنها بيان گرديده است .
حال كه در تمام مطالب گذشته معلوم شد كه حديث تحتتأثير متون قرآنى قرار دارد ، ما گوشهاى از متن حديثى را و اينكه جاحظ از نگاه ادبى چگونه آن را بررسى مىكند در اينجا بازگو مىكنيم . . . او با يك حالت شگفت انفعالى و بدون بررسى و بيان علت ، سخنانى از پيامبر صلى اللّه عليه و آله نقل مىكند و به ارزيابى آن پرداخته ، مىگويد : « از پيامبر اكرم سخنانى نقل شده است كه هيچكس پيش از وى چنين نگفته است . برخى از آنها عبارتند از : « اذا لا ينتطح فيها عنزان / وقتى كه دو بز به يكديگر شاخ نزنند . » و « مات حتف انفه / به اجل خود مرد . » و « كل الصيد فى جوف الفرا / تمام شكار در گورهخر جمع است . » و « لا يلسع المؤمن من جحر مرّتين / مؤمن از يك سوراخ دوبار گزيده نمىشود . » « 2 »
جاحظ مجدّدا به سخنانى از پيامبر صلى اللّه عليه و آله اشاره مىكند كه هيچكس قبل از آن حضرت آنها را نگفته و براى فصحاى عرب ضرب المثل شده است .
او سخن خود را چنين آغاز مىكند : « به زودى سخنانى از پيامبر صلى اللّه عليه و آله بيان خواهيم كرد كه هيچ عربى در آن بر وى سبقت نگرفته و هيچ غير عربى با او در آن شركت نداشته و براى هيچكس ادّعا نشده و نيز هيچكس چنين ادّعايى نكرده و به عنوان ضرب المثل بر
هامش
( 1 ) - البيان و التّبيين ، ج 1 ، ص 229 - 230 .
( 2 ) - الحيوان ، ج 1 ، ص 335 .