وسيلهء پذيرايى دوزخيان است در روز قيامت » از عذاب به « نزل » تعبير كرده كه به معناى پذيرايى است ، نظير سخن حاتم كه وقتى به او امر كرده بودند كه شترى را رگ زند ، نيزهء خود را در كوهان شتر فروكرد و گفت : اين رگ زدن است . » « 1 »
خلاصهء سخن ، اعتراض كسانى كه به قرآن اشكال مىگيرند به دو مورد منحصر مىشود : اوّلا ادّعا مىكنند كه قرآن كتابى است علمى كه مسائلش قابل شمارش و بيانش نيز تابع مقرّرات خود مىباشد و ثانيا اين را منكر شدهاند كه بيان قرآنى برطبق روش و سيرهء عربى است . اينها در هر دو مورد اثبات مىكنند كه نسبت به ماهيّت قرآن بسان يك كتاب دينى و متن عربى روشن ، جاهلند .
جاحظ در فصلى كه آن را به سخن موزون و مورد ستايش عرب اختصاص داده ، متونى را از قرآن و حديث آورده و از همين زاويه آنها را مورد بررسى قرار داده است :
« . . . پيامبر صلى اللّه عليه و آله در دعاى خود گفت : « اللهم اسقنا سقيا نافعا » و نفرمود « مطرنا » زيرا مطر كه به معناى باران است گاهى در غير موقع مىآيد و براى كشتزارها زيانآور است ، گاهى وقتى مىآيد كه خرما چيده شده در آفتاب قرار دارد و گندم در خرمنگاه است و گاهى بيش از مقدار لازم و مفيد ، مىبارد . نيز آن حضرت عرض كرد : « خدايا آن را به سود ما بباران نه بر زيان ما . » . . .
خداوند متعال فرموده است :
وَ ما نُرِيهِمْ مِنْ آيَةٍ إِلَّا هِيَ أَكْبَرُ مِنْ أُخْتِها
« 2 » ، « هيچ آيت و نشانهاى به آنها ننموديم مگر اينكه از ديگرى بزرگتر بود » .
بنابراين ، براى آيه ، اخت ( نظير ) آوردهشده و در دعاى پيامبر صلى اللّه عليه و آله « سقيا » كه به معناى آبيارى است به سودمندى توصيف و در دعا قيد شده است كه باران به سود دعا كننده باشد و بر زيان هيچكس ديگرى نباشد . آنچه بيان شد از باب نقد انفعالى است كه با آوردن متونى ، تنها به بيان صفت اكتفا مىشود و اگر به چيزى بيش از صفت پرداخته شود ، اين چيز همان شرح و تفصيل ارزش معنا خواهد بود .
جاحظ را مىبينيم كه براى توسعهء بيانى در حديث ، نصوصى را به عنوان شاهد
هامش
( 1 ) - الحيوان ، ج 4 ، ص 271 - 273 .
( 2 ) - زخرف / 48 .