يك از پدر و مادر ميّت يك ششم است » .
در كلمهء « ابويه » رعايت تغليبشده كه گويى به مهمترين اسم كه أب باشد اكتفا شده است ، چنانكه مىگويند : بثيرين و بصرتين ( بصره و كوفه ) البته ، تغليب اسم مهمتر بر اسم ديگر ، امرى ثابت نيست ، چنانكه مىگويند : سيرة العمرين و حالآنكه ابو بكر از عمر بالاتر است . فرزدق گفته است :
اخذنا بآفاق السّماء عليكم * لنا قمراها و النّجوم الطّوالع »
« 1 »
« اطراف آسمان را بر شما بستيم ، ماه و خورشيد آسمان و ستارگان طلوعكننده در تصرّف ماست » .
بنابراين ، در بيان قرآنى هرچند شريفترين اسم را غلبه داده است ، امّا اين مطلب در بيان ادبى عرب اغلبيت ندارد .
برخى چيزها كه به اسم « اللّه » اضافهشده ، جاحظ را وامىدارد كه تأمل نمايد و بىدرنگ بدان توجّه كند : « از تمام خيروشرّ ، تنها چيزى به « اللّه » اضافه مىشود كه با عظمت باشد . به عنوان نمونه در مورد خير گفته مىشود : « بيت اللّه ، اهل اللّه ، زوّار اللّه ، كتاب اللّه ، سماء اللّه ، ارض اللّه ، خليل اللّه ، كليم اللّه و روح اللّه و . . . » و در مورد شرّ گفته مىشود :
« دعه فى لغة اللّه و سخط اللّه و فى نار اللّه و سعيره و آنچه همانند اينهاست . » « 2 » ما برخى از اين اضافات را كه جاحظ اشاره كرده در قرآن مىبينيم ، امّا او به آيات قرآن مثال نزده است . درنگ و بررسى بلاغى جاحظ در مورد عبارتها و تعابير قرآنى ، معروف است . به عنوان مثال ، « اصبح » و « غدا » معناى ظاهرشان يعنى بامداد و فردا مراد نيست ، بلكه معناى عرفىشان موردنظر است : « امّا سخن خداوند :
فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ
به معناى خبر دادن از اين نيست كه قابيل شبانه هابيل را كشت و صبح پشيمان شد بلكه مانند اين سخن خداوند است :
وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى فِئَةٍ
هامش
( 1 ) - الحيوان ، ج 3 ، ص 250 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ج 2 ، ص 181 - 182 و همين مضمون ، ج 5 ، ص 96 - 97 .