متكلمان و سخنوران به آن مبتلا هستند ، در آن نباشد . . . ازاينرو ، برايت نامهاى نوشتم و در آن تلاش فراوان كردم و در استدلال دربارهء قرآن و ردّ عيبجويان ، به جايى رسيدم كه براى فردى مانند من امكانپذير بود ، و لذا در هيچ موردى اشكالى باقى نگذاشتم ، نه براى شيعه ، نه براى اهل حديث ، نه براى گروه حشويه ، نه براى كافرى كه كفر خود را اظهار مىكند ، نه براى منافق ذليل و نه براى اصحاب نظّام و كسانى كه بعد از وى پديد آمده و گمان كردهاند كه قرآن حق است امّا حجّت نيست و از طرف خداوند نازلشده ، امّا مورد استدلال و برهان قرار نمىگيرد . بهاينترتيب گمان مىكنم كه محبتم را نسبت به تو به كمال رساندم و تقاضاى تو را انجام دادم ، ولى نامهاى از سوى تو دريافت داشتم كه در آن يادآور شده بودى كه منظورت از سفارش در نوشتن نامه ، استدلال براى اثبات نظم قرآن نبوده ، بلكه براى اثبات خلق قرآن بوده است . سؤالت مبهم بود و من در اين نامه دربارهء تأليف قرآن با تو سخن نگفتهام ، ازاينرو براى تو سختترين و سنگينترين و طولانىترين و مشكلترين نامه را از نظر معنا به رشتهء تحرير درآوردم . » « 1 »
پس جاحظ دربارهء نظم ، صاحبنظر است و آنگاه كه دربارهء دو عنصر معنا و لفظ ، سخن مىگويد ، به بحثهاى تحليلى و تشريحى مىپردازد و درصدد توضيح و بيان برمىآيد و هرگز به يك نگاه جزئى و كوتاه كه از لفظ فهميده مىشود ، يا معنا آن را دربر مىگيرد ، نمىپردازد .
تنها كسى كه پس از جاحظ دربارهء مسأله نظم به تأليفى مستقل دست يازيد ، عبد القاهر جرجانى است كه در دو كتابش : دلائل الاعجاز و اسرار البلاغه اين موضوع را بررسى و سپس آن را با تحقيق زمخشرى در تفسير كشاف مقايسه كرده است .
چون كتابى كه جاحظ در خصوص نظم قرآن تأليف كرده است در دسترس نيست ما به مطالبى كه از اينطرف و آنطرف و از آراء و مهارتهاى او راجع به آيه يا حديثى برگزيدهايم ، اكتفا مىكنيم . بيشتر اين مطالب بر محور دفاع از نظم قرآن مىچرخد و
هامش
( 1 ) - رسائل جاحظ در حاشيهء جزء دوم از كتاب كامل مبرّد ، ص 118 - 119 و 121 - 122 ، كتاب اختيار الايّام از عبيد اللّه بن حسان ، چاپخانهء تقدم العلميّه ، مصر ، سال 1323 ه .