شود . » « 1 »
نظم از نظر جاحظ
به اين طريق مىتوانيم سخن از لفظ تنها يا معناى تنها را يك نوع تحليل بلاغى به حساب آوريم ، زيرا هريك از اين دو در بيانات ادبى ارزش و وظيفهى دارد . اكنون اين مقايسهء ميان لفظ و معنا ، ما را وامىدارد كه به دنبال سخن جاحظ دربارهء نظم باشيم .
اگرچه ما ابواب يا مواردى را نمىيابيم كه وى در خصوص نظم بهطور گسترده سخن بگويد و از حقايقش پرده بردارد . امّا در اين مورد متونى را ياد مىكند كه نشان مىدهد او با ديدى همهسونگر به كار ادبى مىنگرد : « شعر ، خود نوعى از فنون و قسمتى از نظم و گونهاى از تصوير است . » « 2 » همچنين ، جاحظ بابى مستقل مىآورد و متونى را از شعرا در آن بيان مىكند : « شعرا سخن خود را در اشعارشان توصيف كرده و آن را مانند پارچهء پيچيدهء خط خطى و حلّهها و لباسهاى ديبا و منقوش و امثال آن قرار دادهاند كه اشاره به نظريّهء تخصصّى و كلّى آنها نسبت به ادبيات است . » « 3 »
چيزى كه از مهارت ادبى جاحظ سخن مىگويد ، مطلبى است كه به عنوان مثال دربارهء فنّ تلخيص عبارات بيان داشته است ، آنجا كه مىگويد : « چه بسيار كه نوشتهاى آنچنان محكم و متقن از زير دستم بيرون مىآيد كه گويى همچون سنگى صاف است ؛ اين نوشته داراى معانى لطيف و محكم و الفاظى زيبا و روشن است . » « 4 »
ما از گفتار صريح جاحظ به توجّه دقيق او به اهميّت نظم ادبى پىمىبريم ، بدون اينكه از لفظ جانبدارى كند يا به معنا متمايل شود . وى در آنجا كه از آيهء :
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 5 » ، « خداوند تمام نامها را به آدم تعليم داد » سخن مىگويد ، چنين گفته است :
هامش
( 1 ) - مجموعهء رسائل جاحظ ، ج 1 ، ص 195 .
( 2 ) - الحيوان ، ج 3 ، ص 132 .
( 3 ) - البيان و التبيين ، ج 3 ، ص 222 - 225 .
( 4 ) - رسالهء فصل ما بين العداوة و الاسد ، ج 1 ، ص 351 ، از رسالة الجاحظ ، چاپ كتابخانهء مثنى ، انتشارات عبد السّلام هارون ، 1385 ه 1965 م .
( 5 ) - بقره / 31 .