تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
« . . . اسم ( لفظ ) بدون معنا لغو و مانند ظرف خالى است . اسم به منزلهء بدن است و معنا به منزلهء روح . اگر الفاظ بدون معانى به كسى داده شود ، چنان است كه چيزى بىجان و بدون حسّ و حركت و سود و منفعتى به او داده شود . هيچ وقت لفظ ، اسم ( براى چيزى ) نمىشود مگر اين‌كه داراى معنايى باشد و ممكن است معنايى بدون اسم باشد ، امّا اسم بدون معنا امكان ندارد . » « 1 » بنابراين ، جاحظ به لفظ ، اهميت مىدهد . هرچند او وعده داده است كه از نظم قرآن سخن بگويد ، امّا ما وعدهء او را در كتابش محقق نيافتيم . جاحظ دراين‌باره چنين مىگويد : « . . . ناچاريم ، در جزء دوم البيان و التبيين تمام اقسام تأليف سخن را بياوريم و بيان كنيم كه چگونه قرآن‌كه خود نثر است و مانند شعر و سجع بر مبناى قافيه نيست ، با تمام سخنان منثور و منظوم مخالفت كرده و چگونه نظم آن بزرگترين برهان و تأليفش بالاترين حجّت است . » « 2 » بنابراين ، جاحظ در قرآن ، متنى ادبى را مىبيند كه از نظر شكل و مضمون از دايرهء تمام انواع متون ادبى معروف ، بيرون است . و تعريف ادبى قرآن ، يعنى قرآنى كه اعجازش ، در نظم و تأليف آن نهفته باشد و ما اكنون سخن جاحظ را كه به دهرى گفته است بيان مىكنيم : « و كتابى كه بر پيامبر ما نازل شده است خود گواه بر صداقت نظم بديعى است كه هيچ‌كس قادر به آوردن همانند آن نيست و اين علاوه بر دلايل ديگرى است كه آورندهء قرآن آنها را آورده است . » « 3 » جاحظ كتابى داشته كه متأسفانه از بين رفته است . او در اين كتاب براى اعجاز اسلوب قرآنى استدلال و مخالفان مسلمان و غير مسلمان را سركوب كرده است ، چنان كه اين عبارت او به آن اشاره دارد : « . . . به من گفته بودى نامه‌اى برايت بنويسم كه در آن به نيازهاى روانى و صلاحيتهاى قلبى و امواج شكوك و شبهاتى كه وارد مىشود اشاره شود ، و اشكالاتى از قبيل درازى سخن و بررسى دقيق و پيچيدگى سخن كه اغلب
هامش
( 1 ) - رسالة فى الجدّ و الهزل ، ج 1 ، ص 262 ، از مجموع رسائل جاحظ ، نشر عبد السلام هارون . ( 2 ) - البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 383 . ( 3 ) - الحيوان ، ج 4 ، ص 90 .