تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
مردود است ، چرا كه اين نوع معانى در دل آشيانه مىگيرد ، تخم مىگذارد ، جوجه مىدهد و وقتى كه جا باز كرد و ريشه گرفت ، تباهى به بار مىآورد و اين امر ادامه مىيابد و نابخردى قدرت پيدا مىكند و جراحت وارد مىسازد . در اين‌جاست كه دردش شدّت مىيابد و درمانش ناممكن مىشود ، زيرا ارتباط لفظ مستهجن و پست و ناپسند و احمقانه ، از لفظ پسنديده و محترمانه و بلند معنا و بزرگوارانه به زبان بيشتر و براى شنيدن مأنوستر و همخوانىاش با قلب فزونتر است ، چرا كه اگر تنها يك ماه با جاهلان بىشعور و مردمان پست و احمق همنشينى كنى و روزگارى نيز با اهل بيان و خرد مجالست و مصاحبت داشته باشى ، نخواهى توانست خود را از آلودگى لفظ و كثافتى كه در معناى سخن جاهلان است ، پاك كنى ، زيرا تباهى با طبيعت انسانى سازگارتر است و سريعتر به آن راه مىيابد . » « 1 » آنچه گفته آمد مربوط به گرفتارى كسانى است كه مورد خطاب الفاظ هستند ، امّا شخص گوينده نسبت به لفظى كه خود مىگويد بيشتر گرفتار است : « بدان كه شخص خردمند اگر اهل تحقيق و پژوهش نباشد ، همان رنجى را تحمل مىكند كه از ناحيهء فرزندش به او مىرسد . ازاين‌رو ، هر كارى كه از سوى فرزندش در نظر ديگران زشت مىآيد ، او بايد آن را نيكو بشمارد . پس بايد بدانيم لفظى كه انسان مىگويد ، نسبتش به وى از نسبت فرزندش به او نزديكتر و حركت خويشاوندى لفظ به او از انتساب به فرزندش بيشتر است ، زيرا حركت لفظى را خودش ايجاد كرده و از گوهر وجودش و جوهر جانش برخاسته است ، امّا فرزند مانند آب بينى و اخلاط سينه است كه آن را دور مىاندازد و فرق است ميان بيرون انداختن چيزى كه از ذات تو نبوده و اظهار كردن حركتى كه وجودش بسته به وجود تو بوده است و به همين دليل ، گرفتارى انسان به شعر و سخن و نوشته‌اش بيشتر و بالاتر از گرفتاريهاى وى نسبت به تمام نعمتهاى او مىباشد . » « 2 » جاحظ اين‌چنين ، نسبت لفظ به انسان را نزديكتر از نسبت او به فرزندش مىداند و اين مطلب اگرچه از نظر تمثيل مورد اشكال است ، امّا حقيقت نظريهء او در مورد لفظ ، قطعى
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 85 - 86 . ( 2 ) - الحيوان ، ج 1 ، ص 89 .