مىگيرد و زيبايى را كه از آن احساس مىكنند از بين مىبرد . » « 1 »
بنابراين ، واقعيت لفظى از ديدگاه جاحظ آن است كه نيكو بر زبان آورده شود و نشاندهندهء صداقت باشد .
جاحظ مطلوب خود را كه عبارت از تناسب طبيعى ميان لفظ و معناست در گفتارهاى گذشتگان و عربها مىيابد و مىگويد : « من تاكنون در سخنرانيهاى پيشينيان پاك سرشت و عربهاى خالص ، الفاظ ناپسند و معانى غير اصيل و طبايع پست و گفتههاى نامربوط ، مشاهده نكردهام و بيشترين مواردى كه اين امور در آنها ديده مىشود سخنرانيهاى عربهاى غير اصيل و كمخردى است كه به زحمت سخن مىگويند و نيز سخنان كسانى كه خود را اديب مىپندارند ، خواه اين كار ، از اين اشخاص ، ناگهانى و بدون مقدّمه سر زده باشد و خواه نتيجهء علم و تفكر باشد . » « 2 »
ز - جاحظ پس از اين گردش طولانى در صحنهء لفظ و زيباييهايش ، دربارهء فريبندگى لفظ هشدار مىدهد ، زيرا به وسيلهء لفظ است كه جايگاه حقيقى معانى دگرگون مىشود . ازاينرو ، در بعضى از اندرزهايش گفتار برخى از اديبان بزرگ را نقل مىكند :
« شما را از زيبايى الفاظ و شيرينى اداى سخن برحذر مىدارم ، زيرا هرگاه معنايى با لفظ نيكو همراه باشد و گويندهء بليغ به آسانى آن را از مخارجش ادا كند و سخنور به آن ، آرامش دلجويانه عطا كند ، بهتر بر دل شنونده مىنشيند و سينه او را سرشار مىسازد و هرگاه معانى الفاظى محترمانه به خود بگيرد و به صفات والايى متصف شود ، قدر و ارزش آن در چشمها متحول مىگردد و بر ارزشهاى حقيقى آن افزوده مىشود ، زيرا الفاظ در لباس معانى جلوهگر مىشود و معانى در حكم كنيزانى جلوهگر هستند ، آنجا كه دل ضعيف ، نيروى هوس قوى و راههاى نيرنگ شيطان پنهان است . » « 3 »
هرچند همانگونه كه لفظ نيكو مايهء فريبندگى است ، لفظ زشتى كه معناى موهومى دربردارد نيز فريبنده است : « پس بدانيد كه معانى پست و بيهوده از نظرها
هامش
( 1 ) - البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 145 - 146 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ج 2 ، ص 8 - 9 .
( 3 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 254 .