و - هرگاه ميان لفظ و معنا تناسب نيكويى وجود داشته و موافق با طبع انسانى باشد ، در شخص تأثيرى به سزا باقى خواهد گذاشت : « . . . و خدا تو را حفظ كند ، هرگاه لفظ با معنايش سازگار باشد و از معنا پرده بردارد ، حالتى هماهنگ و ساختارى منظّم داشته و از ناهماهنگى و ناپسندى و نيز از فساد و تكلّف بدور و از موقعيّتى نيكو برخوردار باشد ، شنونده از آن سود برد . و شايستهتر است كه از دسترسى عيبجويان محفوظ ماند و در برابر مخالفان از آن حمايت شود و همواره دلها به آن آباد و سينهها بدان مأنوس باشد . هرگاه لفظ ذاتا نيكو برگزيده و از زوايد و تعقيد به دور باشد ، بر روان اثر مىگذارد و بر دل مىنشيند و با عقل مىسازد و گوشها به آن توجه مىكند و دلها هوادار آن مىشود و بر زبان ناقلان به آسانى جارى مىگردد و همهجا شايع مىشود و موقعيت آن در ميان مردم عظمت مىيابد و وسيلهء آموزش علم براى دانشمندان سرشناس و تمرين براى مبتديان مىشود . « 1 » » نيز جاحظ در ارتباط با همين معنا مىگويد :
« . . . هرگاه معنا نيكو و لفظ هم بليغ باشد و با طبع بسازد و از ناهنجارى دور و از اختلال محفوظ و از تكلّف مصون ماند ، چنان در دلها اثر مىگذارد كه باران در خاك نرم و هرگاه سخن به اين طريق صادر شود و گوينده آن را با اين ويژگى ادا كند ، خداوند آن را چنان موقعيتى مىدهد كه سينهء جبّاران هم عظمت اين سخن را مىپذيرد و عقول جاهلان نيز از درك و فهم آن محروم نمىماند . عامر بن عبد قيس مىگويد : سخن وقتى كه از دل برخيزد بردل مىنشيند و وقتى كه تنها به زبان باشد از گوشها تجاوز نمىكند . . . » . « 2 »
با توجّه به اين قاعدهء مهمّ بلاغى : « هر سخن جايى و هر نكته مقامى دارد » جاحظ مىخواهد مسألهاى را بيان كند كه ميان معاصران امروزى ، به نام يك واقعيت لغوى در گفتگوى ادبى مطرح است و اين مسأله از اين اختلاف نشأت مىگيرد كه آيا حقيقت لغوى
هامش
ج 2 ، ص 175 پس از آن نصوص ادبى را كه تحتتأثير محيط يا طبيعت يا صناعت واقع مىشود ذكر كرده و در صحيفهء بلاغت هندى سفارش مىكند كه خطيب نبايد با رئيس ملّت سخنى بگويد كه با مردم مىگويد و با پادشاهان نيز نبايد با زبان مردم كوچه و بازار سخن گفت . البيان و التّبيين ، ج 1 ، ص 92 .
( 1 ) - البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 7 - 8 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 83 - 84 .