در مورد معناى روشن و كنايه در مورد كنايه و سخن روان در معناى روان آورده مىشود .
و هرگاه سخن ، لهوگونه و خندهآور و از باب لطيفهگويى و شوخى باشد و الفاظ غريبه در آن بهكار رود ، جهت سخن عوض مىشود . و اگر لفظش ضعف داشته باشد و سپس ضعف آن به قوّت تبديل شود ، سخنى كه براى شاد كردن دلها وضعشده ، برعكس ، دلها را اندوهناك و انسانها را گلوگير مىسازد . » « 1 »
او به همين مناسبت مىگويد : « سخنان مردم مانند خودشان داراى درجاتى است :
در ميان سخنان ، قوى و ضعيف و نيكو و زشت و ناهنجار و سبك و سنگين وجود دارد و تمام اينها عربى است و با همهء اين تغييرات اشخاصى را ستايش و يا نكوهش مىكنند . » « 2 »
جاحظ به تعبير مشهورى كه هر سخن را جايى است ، مىافزايد : هر فنّى شكلى ويژهء خود را دارد : « . . . نظر من دربارهء اين نوع از الفاظ ، تا وقتى كه معانى چنين است و عادت در آن ، اينگونه مىباشد كه با عبارت معمول و موجود سخن بگويم و در مواردى كه معانى به هم ارتباطى ندارد و به آسانى فهميده نمىشود ، مگر پس از تمرينات طولانى ، از تكلّف خوددارى كنم ؛ و تا زمانى كه با خواص اهل سخن در فن سخنورى دستاندركار هستم نظرم اين است كه با الفاظ آنها سخن گويم ، زيرا آنها اين سخن مرا بهتر مىفهمند و زحمت آنها بر من كمتر است ؛ و براى هر فنّى ، الفاظ ويژهاى است كه از جانب اهلش پس از آزمايش ساير الفاظ انتخاب شده است و لفظى با فنّى ارتباط پيدا نمىكند ، مگر اينكه ميان آنها مشابهتى وجود داشته باشد .
براى گوينده ناپسند است كه در سخنرانى يا نامه يا گفتگوى با عوام و بازرگانان يا در سخن گفتن با خانواده و غلام و كنيزش و يا در بيان سخن و دادن خبرى ، از الفاظ متكلمان استفاده كند و به همين دليل ، وقتى كه كسى خبرى نقل مىكند كه مربوط به فن سخنورى است ، سزاوار نيست كه الفاظ غريب و عوامانه را باهم مخلوط كند زيرا هر سخن جايى دارد و هرفنّى شكل مخصوصى » « 3 »
هامش
( 1 ) - الحيوان ، ج 3 ، ص 39 .
( 2 ) - البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 144 .
( 3 ) - الحيوان ، ج 3 ، ص 398 - 399 . جاحظ در كتاب البيان و التبيين بابى ويژه براى اين مطلب باز كرده است ،