بردهء شعرش مىباشد » و سبب انتقاد وى از شعر حطيئه اين بود كه چون تمامش برگزيده و همسطح است ، داراى تكلّف و خودنمايى است . و نيز اين گروه گفتهاند : اگر اشعار صالح بن عبد القدوس و سابق بربرى در ميان اشعار بسيارى از شاعران پراكنده مىشد تمام آنها در درجهء بالاتر از آنچه هستند قرار مىگرفت و اشعار اين دو نفر نيز نادرهء دوران و شهرهء آفاق مىشد . امّا وقتى كه تمام اجزاى قصيده همانند باشد به جريان نمىافتد و از نوادر به حساب نمىآيد . و تا شنونده از موضوعى به موضوع ديگرى منتقل نشود ، عبارت در نزد او موقعيت چندانى ندارد . » « 1 »
بايد به اين مطلب اشاره كنيم كه جاحظ حتى در همين بحث ادبى كه دربارهء لفظ دارد مردى است واقعيتگرا و بىطرف و دليل آن ، موضعگيرى معتدل او نسبت به دو انديشهء افراطى است و در آينده نيز اينگونه موضعگيرى را از او ، خواهيم ديد .
جاحظ نزد گروهى از نويسندگان در انتخاب لفظ فصيح شهرت دارد . ابو عثمان گفته است : « من هيچ گروهى را در روش بلاغت بهتر از نويسندگان نيافتهام ، زيرا آنان لفظى را برمىگزينند كه نه سخت و دور از ذهن است و نه متروك و عاميانه . » « 2 »
ه - جاحظ دربارهء اينكه الفاظ با اغراض سازگارى دارد مىگويد : « براى هر نوع سخنى همان نوع لفظ آورده مىشود و هر نوع از معنا نوع مناسبى از اسم دارد . بنابراين ، لفظ سبك براى معناى سبك و نيز ضعيف براى ضعيف و قوى براى قوى و لفظ روشن
هامش
( 1 ) - البيان و التّبيين ، ج 1 ، ص 206 ، نيز مىبينم صحيفهء هنديه در بلاغت چنين مىگويد : خطيب نبايد دقت زياد در معانى داشته باشد و الفاظ را زياد منقح كند و نبايد آنها را تصفيه و تهذيب كامل كند و اين كار انجام نمىدهد مگر اينكه با دانشمند يا فيلسوف آگاهى برخورد كند و يا با كسى كه به حذف زوايد سخن و اسقاط الفاظ مشترك عادت دارد . همان مأخذ ، ج 1 ، ص 92 .
( 2 ) - البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 137 . بشر بن معتمر در وصيت خود از ناهموارى لفظى برحذر داشته ، مىگويد : بليغ كامل كسى است كه معانى موردنظر خود را با لفظهاى معتدل ( نه خيلى سخت و نه بسيار سست ) بيان كند . همان مأخذ ، ص 136 - 137 .