تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
كلماتش ناسازگار نباشد . گفتند : ثقفى چنين سروده است :
من كان ذا عضد يدرك ظلامته * انّ الذّليل الّذى ليست له عضد
« كسى كه بازوى توانا ( ياروياور ) داشته باشد حق خود را مىگيرد ، بيچاره كسى است كه بازو ( ياروياور ) ندارد » .
تنبوا يداه اذا ما قلّ ناصره * و يألف الضّيم ان اثرى له عدد
« وقتى كه ياورانش كم شود دستهايش از كار مىافتد و اگر افرادش زياد باشد ، زير بار ستم نمىرود » . « 1 » ج - عقيدهء جاحظ اين است كه پيچيدگى سخن جزء فصاحت نيست : « در كتابها چنين آورده‌اند : زنى شوهرش را پيش يحيى بن يعمر به محاكمه برد كه اين مرد بارها او را رانده و طرد كرده است . يحيى به مرد گفت : ان سالتك ثمن شكرها و شبرك أنشات تطلّها و تضهلها : « اگر همسرت بهاى دامن خودش را و عمل زناشويى تو را با خودش از تو طلب كند ، چه بسا كه تو حق او را از بين مىبرى و از ارزش آن مىكاهى . » اهل لغت گفته‌اند : « ضهل » به معناى : كم كردن و « شكر » به معناى آلت تناسلى زن و « شبر » به معناى عمل زناشويى است و « تطلّها » يعنى حق او را از بين مىبرى همانند : دم مطلول : خونى كه پامال‌شده و بئر ضهول : چاه كم‌آب . . . . جاحظ مىگويد : اگر اين سخن را به دليل فصيح بودنش بيان كرده‌اند ، درست نيست ، زيرا خداوند اين سخن را از صفت بلاغت و فصاحت دور دانسته است ، امّا اگر تنها به دليل غرابتش در كتابها نوشته‌اند و در مجالس از آن ياد مىكنند ، پس ابياتى از شعر عجّاج و طرمّاح و هذيل علاوه بر پيوستگى و نظمى كه دارند ، غرابت و پيچيدگى آنها از اين عبارت بيشتر است . و اگر يحيى بن يعمر با سخنى كه گفت : ( ان سالتك ثمن شكرها و شبرك انشأت تطلّها و تضهلها ) اصمعى را مورد خطاب قرار مىداد ، گمان مىكنم كه وى بعضى از اين سخن را نمىفهميد ، در حالىكه اين‌گونه سخن گفتن از اخلاق نويسندگان و روشهاى آنها نيست . » « 2 »
هامش
( 1 ) - البيان و التّبيين ، ج 1 ، ص 66 - 67 . ( 2 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 378 - 379 .
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 298 | مصطفى الصاوي الجويني / موسى دانش / حبيب روحانى