تمام اينها نشانهء آن است كه احساس جاحظ از آهنگ لفظ ، صرفا ، احساسى فطرى و ادبى نبوده ، بلكه بررسى تحقيقى و جدّى سبب طرح آن شده است .
ب - جاحظ از احساس آهنگ كلّى لفظ ، به يك بررسى تحليلى از الفاظ مىرسد ، خواه اين الفاظ با يكديگر پيوسته باشند و خواه پراكنده . ازاينرو ، دربارهء تناسب ميان الفاظ و نيز راجع به ساختار خود لفظ سخن مىگويد و نام اين بحث را « قران » ناميده ، مىگويد : « عبد اللّه بن سالم به رؤبه گفت : اى ابو حجّاف هروقت خواستى بمير . گفت :
چرا ؟ گفت : امروز عقبة بن رؤبه را ديدم شعرى از خود مىخواند كه مرا به شگفتى در آورد . رؤبه گفت : آرى او شعر مىگويد امّا در شعرش قران نيست . شاعر گفته است :
مهاذبة مناجبة قران * منادبة كأنّهم الاسود
« آنان در يارى ضعيفان ، شتابان و داراى فرزندان نجيب و با يكديگر موافقند ، به فرياد ديگران مىرسند ، گويى شيران بيشهء شجاعتند و منظور از « قران » مشابهت و تناسب الفاظ است . » « 1 »
در موضوع پيوستگى الفاظ به متونى مثل مىزند تا بحث را به بررسى پيوستگى حروف بكشاند : « . . . و ابن اعرابى چنين سروده است :
و بات يدرس شعرا لا قران له * قد كان نقّحه حولا فما زادا
« شب تا به صبح شعرى را بررسى مىكرد كه تشابهى در آن نبود و مدت يك سال در آن كار كرد و چيزى بر آن نيفزود » .
شاعر ديگر : بشّار گفته است :
فهذا بديه لا كتحبير قائل * اذا ما اراد القول زوّره شهرا
هامش
و دربارهء زشتترين لحن . همان مأخذ ، ج 1 ، ص 146 و دربارهء صقالبه كه دال را به ذال تبديل مىكنند ، سخن گفته است . همان مأخذ ، ج 1 ، ص 74 و در اين قسمت يادآورى مىكند كه غير عرب از تقليد كردن لهجهء عربى عاجز است و فقط در مواردى كه به مخارج الفاظ و صور حركتها و سكون اكتفا شود ، حكايت لهجهها مصداق پيدا مىكند . همان مأخذ ، ج 1 ، ص 69 - 70 .
( 1 ) - البيان و التّبيين ، ج 1 ، ص 205 - 206 .