متكلّمى است كه عقل را با تأثيرات بلاغى و آراستگيهاى لغوى قانع مىكند ، آراستگيهايى كه گوش را تحتتأثير قرار مىدهند و دل را اسير خود مىسازند :
الف - جاحظ موسيقايى لفظ اعراب را چنين بيان كرده است : « مىگويم : در روى زمين سخنى بهرهورتر و زيباتر و براى گوشها لذّتبخشتر و به انديشههاى سالم پيوستهتر و براى زبان روانتر و در ارزش دادن به سخن بالاتر ، از سخن اعراب خردمند و فصيح و دانا و بليغ نيست . . . » . « 1 »
دانش جاحظ نسبت به آواى الفاظ و مدّت پژوهش او دربارهء آنها ، از گفتارهاى فراوان او دراينباره آشكار مىشود ، زيرا وى نخست به اين نكته توجه مىكند : « كه آواى لفظ عبارت است از ابزار لفظ و جوهرى كه تقطيع و تركيب الفاظ به وسيلهء آن به وجود مىآيد و حركات زبان ، تنها زمانى لفظ يا كلام موزون و يا نثر محسوب مىشود كه صدا آشكار شود و نيز حروف تنها زمانى باعث ايجاد سخن مىشود كه تقطيع و با يكديگر تركيب شود . » « 2 » از اينجا به معلومات گرانبهاى جاحظ در زمينهء آواشناسى عربى پىمىبريم . از قبيل سخن او دربارهء مخارج بعضى از حروف « 3 » و يادآورى حروفى كه نقش بيشترى در زبان عربى دارند . « 4 » و بيان نارسايىهاى آوايى موجود در زبان عربى . « 5 »
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 145 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 79 .
( 3 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 61 - 63 . در اين مورد جاحظ نخستين حروفى را كه كودك بر زبان مىآورد و نيز مخرج « ضاد » را يادآورى مىكند و دربارهء تأثير دندانها در نحوهء گفتار ، سخن مىگويد و به مناسبت ، از حروفى سخن مىگويد كه حيوانات زبانبسته هم مىتوانند آنها را ادا كنند .
( 4 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 22 . در مورد اين تحقيق آوايى ، حروفى را ذكر مىكند كه نزد روميان و ارامنه نقش بيشترى دارد . همان مأخذ ، ج 1 ، ص 64 و حروفى كه روميان و فارسيان و سوريان به آن سخن نمىگويند . همان مأخذ ، ج 1 ، ص 65 .
( 5 ) - از حروف بيگانهاى كه وارد زبانشده نيز سخن گفته است . همان مأخذ ، ج 1 ، ص 34 از كلمات : فأفاء و تمتام و الف و حبسه و عقله و لجلجه و لكنه و حككه و از لكنت زبان مواليان سفيدپوست . همان مأخذ ، ص 72 - 73 و 165 و دربارهء لكنت زبان اعرابى كه در دامن عجم تربيت شدهاند . همان مأخذ ، ج 1 ، ص 73