بين رفت . نزد خلفاى راشدين نيز سخنوران ، با كلمات مسجّع و موزون سخن مىگفتند و خلفا آنها را نهى نمىكردند . » « 1 »
حال كه قرآن سخن اعجازانگيز است و پيامبر صلى اللّه عليه و إله كه خود داراى بيان عالى است - نيز براى سخن و سخنورى ارزش فراوانى قايل است ، بالطّبع اقتباس از متون قرآنى و حديثى ارزشى ادبى دارد . جاحظ در حالى كه به متن دينى ، به دليل اهميّت تأثيرش ، مباهات مىكند ، چنين مىگويد : « ولى ما دوست داريم كه اين كتاب را با سخنى از رسول پروردگار جهانيان و پيشوايان پيشين و بزرگانى از تابعان آغاز كنيم ، آنان كه چراغهاى روشنگر تاريكيها ، رهبران مردم ، نمك سفرهء زمين ، زينت دنيا و ستارگانى هستند كه هيچ رهروى باوجود آنها ، راه خود را گم نمىكند . و نورى هستند كه هر جويندهاى به آن مراجعه مىكند و گروهى هستند كه خداوند به وسيله آنها ، اندك را فراوان مىكند و ذليل را عزيز مىگرداند و بر تعدادشان مىافزايد و قدر و ارزش عزيزان را بالا مىبرد و همين گروهاند كه با سخنانشان ديدههاى كمسو را پرنور مىسازند و با منطق خود ذهنهاى بيمار را بهبود مىبخشند و دلها را از خواب غفلت بيدار مىكنند و از خوىهاى بد باز مىدارند و دلهايى كه به سبب قساوت و بىخبرى بيمارند ، شفا مىدهند و فضاحت را درمان مىكنند و راه درست را براى ما هموار مىسازند . . . » .
آنگاه جاحظ ، نحوهء ارزيابى پيشينيان را از متنى كه از قرآن يا حديث در آن چيزى نباشد ، چنين بيان مىكند : « علاوه بر اين ، خطيبان پاك سلف و تابعان سخنور ، خطبههايى را كه با حمد و تمجيد خدا آغاز نشود ، « ناتمام » و آنچه با قرآن و صلوات بر پيامبر صلى اللّه عليه و إله زينت نيافته باشد « زشت » مىنامند . » « 2 »
لفظ
پس از نگاه كلّى به بيان قرآن و ديدگاه صاحب حديث ( - پيامبر صلى اللّه عليه و إله ) دربارهء بيان ، به سخن جاحظ دربارهء لفظ و معنا مىپردازيم ، زيرا ، علاوه بر ديدگاه ادبى او دربارهء قرآن و
هامش
( 1 ) - البيان و التّبيين ، ج 1 ، ص 287 - 291 .
( 2 ) - البيان و التّبيين ، ج 2 ، ص 5 - 6 .