تغيير ده » « 1 » و نيز سخن خداوند : « كافران گفتند : اين قرآن ، نيست مگر دروغى كه او افترا بسته و قوم ديگرى او را بر آن كمك كردهاند . » « 2 » كثرت مراجعهء كفّار به قرآن و گفتگوهاى طولانى آنها دربارهء آن ، نشاندهندهء آن است كه سركوب شدن كافران بر اثر ناتوانى در مبارزهء با قرآن روشن و آشكار بوده است . حتّى اگر پيامبر صلى اللّه عليه و إله مخالفانش را به مبارزه با نظم و تأليف قرآن دعوت نمىكرد و مانع را هم از سر راه آنها برنمىداشت ، باز هم شكست آنها آشكار مىشد . همچنانكه خدا به پيامبر فرمود : به مخالفان بگو : « شما هم ده سوره مثل همين سورههاى دروغين بياوريد » « 3 » و با دروغهاى من مبارزه كنيد . همين تفصيلى كه خداوند در قرآن داده و ساختار قرآن و پيشكش كردن آن به پيامبر صلى اللّه عليه و إله و احتجاجاتى كه در آن وجود دارد ، خود ، دعوت به مبارزه و درخواست همانند آوردن است و اگر پيامبر صلى اللّه عليه و إله از تمام جهاتى كه گفتيم ، آنها را به مبارزه فرانمىخواند و به سبب ناتوان بودن ايشان از آنچه توصيف كرديم ، آنان را سرزنش نمىكرد - كه اين خود ستودن قرآن و تأكيد در آن است - همين امر سبب مىشد كه مشركان به مبارزه و مخالفت با قرآن برخيزند و درصدد تكذيب آن برآيند . زيرا سخن گفتن بهترين و كمهزينهترين كارى بود كه بايد انجام مىدادند ، در حالى كه در اين راه از جان و مال خود گذشته بودند . پس چگونه با قرآن در طول بيست و چندسال مبارزه نكردند ، با اينكه تعدادشان فراوان بود و در اين مورد مىانديشيدند و وحدت كلمه داشتند و اين ، امرى است كه به انديشه و تأمل نياز دارد . « 4 »
اينچنين ، جاحظ از فهم عميق ماهيت زبان عربى پرده برمىدارد ، آنگاه كه دربارهء اعجاز قرآن سخن مىگويد و آن را توجيه و تحليل مىكند . « 5 »
هامش
( 1 ) - يونس / 15 .
( 2 ) - فرقان / 4 .
( 3 ) - هود / 13 .
( 4 ) - رسائل جاحظ بر حاشيهء كلام مبرّد ، ج 2 ، ص 102 - 110 .
( 5 ) - از چيزهايى كه اين سخن را تكميل مىكند مطلبى است كه جاحظ به عنوان سخن مكروه نقل مىكند و اين مطلب ، حسّ ادبى عمومى را به تصوير مىكشد . از رسول خدا صلى اللّه عليه و إله روايت كرده است كه فرمود : « هيچ