ضعيفان و عامّهء آنها مانند خواص و توانمندانشان ، روشن شد و اين معجزه ، شگفتانگيزترين معجزهاى بود كه خداوند از ميان همهء پيامبران افزون بر ديگر معجزات به اين پيامبر صلى اللّه عليه و إله عطا فرمود . براى هر چيزى درى و راهى است كه شخص را به آن نزديك مىكند و بر ايناساس ، محكمترين حكمت ، ارسال هر پيامبر ، به همراه چيزى است كه بر شگفتترين امور نزد مردم ، خط بطلان كشد و قويترين چيزهايى را كه در ذهن آنهاست ، باطل سازد . » « 1 »
جاحظ در عبارات زير ، فضاى ادبى زمان پيامبر صلى اللّه عليه و إله و مبارزهطلبى آن حضرت با مردم را به گونهاى به تصوير مىكشد كه بر نقد ادبى و انديشهء عقلى استوار است : « در وجود مقدس محمّد صلى اللّه عليه و إله نشانهء ويژهاى است كه از ديدگاه خرد همانند موقعيّت پيدايش دريا از چشمه است و اين نشانه ، سخن آن حضرت خطاب به قريش و نيز به عموم طبقات عرب از شعرا ، خطبا ، بلغا ، هوشمندان ، دانشمندان و صاحبان انديشه و چارهانديشان باتجربه و دورانديش ، است . او به تمام آنان فرمود : اگر يك سوره همانند قرآن بياوريد ، من از ادعاى خود درمىگذرم و صداقت شما را در تكذيب خود مىپذيرم . امّا آنها نتوانستند سورهاى همانند قرآن بياورند ، با اينكه در كثرت افراد و تنوع گروهها ، هيچ ملّتى به پايهء عرب نمىرسيد و با اينكه زبان قرآن ، زبان آنها بود و سخنورى سرآمد كارهايشان ، آنان بيانى توفنده و سينههايى جوشان از سخنان فصيح داشتند .
نيروى سخنسرايى آنان در نظرشان ، آنها را بر هر نوع مبارزه وادار مىكرد و حتى دربارهء مارها ، عقربها ، گرگها ، سگها ، سوسكها ، كوزها ، الاغها ، كبوتران و هر جنبندهاى كه به چشم آيد و به قلبى خطور كند ، داد سخن مىدادند كه اينها علاوه بر انواع شعر و اقسام گوناگون مديحهسرايى و رجزخوانى در قالب قصيده و دوبيتى بوده است . »
جاحظ در عبارات زير به ارزيابى سخن عربها اشاره مىكند و حالتهاى روانى آنها را بهطور عموم و بويژه برخوردشان را در مبارزه با قرآن ، مورد تحليل قرار مىدهد : « پس از تمام اين امور ، دشمنان از هر سو به پيامبر صلى اللّه عليه و إله و شاعران به اصحاب او دشنام دادند و
هامش
( 1 ) - رسائل جاحظ بر حاشيهء كلام مبرّد ، ج 2 ، ص 110 - 111 .