شكنجه كشته شد . » « 1 »
باوجوداين ، جاحظ احاديثى را بيان مىكند كه جاى بحث در آنها نيست و آنها را مورد انتقاد قرار نمىدهد ، بلكه به ذكر آنها اكتفا مىكند ، تا خواننده يا شنونده بينديشد و نظر دهد ، يا اينكه چون معانى اين احاديث روشن بوده ، نيازى به نقد و بررسى نداشته است . برخى احاديث مربوط به احتمال اول است نظير نهى از قتل شبپره ، قورباغه ، مورچه و برخى احاديث مربوط به احتمال دوم است از قبيل احاديث كشتن گوسفند ، موش و گربه . « 2 »
جاحظ كه ما ، روش وى را دربارهء بررسى حديث ديديم نسبت به حديث ، دو نوع موضعگيرى مىكند : دربارهء حديث دينى كه از پيامبر صلى اللّه عليه و إله و صحابه و تابعان نقلشده ، كوشش مىكند تا صحت آن را اثبات كند : امّا وقتى كه حديث ادبى باشد ، جعل و ضعف انتساب آن از ديدگاه او بلامانع است . « 3 »
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، ج 4 ، ص 160 - 161 . جاحظ در كتاب عثمانيه گفته است : پيامبر صلى اللّه عليه و إله فقط يك نفر را كشت و او « ابىّ بن خلف » بود و سه نفر ديگر به دستور آن حضرت كشته شدند نه به دست او .
( 2 ) - مراجعه شود به احاديث و آثار دربارهء مورچه ، الحيوان ، ج 4 ، ص 17 - 20 و به احاديث دربارهء موش و گربه ، همان مأخذ ، ج 5 ، ص 269 - 271 و به احاديث دربارهء گوسفند ، همان مأخذ ، ص 503 - 508 و احاديث و آثار دربارهء قورباغه و شبپره ، همان مأخذ ، ص 535 - 537 و احاديثى در اثبات شيطان ذكر مىكند ، همان مأخذ ، ج 6 ، ص 223 - 224 و در همان مأخذ ، ج 1 ، ص 152 - 153 بلافاصله بعضى از احاديث و آثار را نقد و بررسى مىكند و بقيه را به حال خود وامىگذارد .
( 3 ) - دربارهء جعل احاديث ادبى به مقدّمه البخلا چاپ دار المعارف به قلم د . طه حاجرى ، ص 40 - 48 ، مراجعه كنيد . جاحظ در البيان و التّبيين ، ج 2 ، ص 339 ، خبرى روايت مىكند و در آن بيان مىدارد كه برخى از حديثسازان در احاديث خود زيبايى عبارت و خوبى معنا را طالب بودند : « مىگويد : به حباب گفتم : تو در حديث دروغ مىگويى . گفت : چيزى بر تو نيست وقتى كه آنچه من بر آن مىافزايم بهتر از آن باشد . به خدا قسم صدق و كذب آن براى تو سود و زيانى ندارد و مدار كار جز بر لفظ زيبا و معناى نيكو نيست و ليكن تو ، به خدا قسم اگر خواهى اين كار را انجام بدهى ، زبانت به لكنت مىافتد و سخنانت از بين مىرود . »