آمادگى و مهارت و دليرى سواركاران و جنگجويان براى جنگ با غير اعراب احساس مىشده ، براى آنها سزاوار نبوده كه بسان راحتطلبان و خوشگذرانان زندگى كنند و اگر عقيدهء ابو موسى چنان باشد كه از ظاهر لفظ به دست مىآيد ، تأويلى غير مقصود است .
طرفدار سگ به طرفدار خروس گفت : عمر بدون استثنا به كشتن خروسها فرمان داده و ابو موسى بدون استثنا از زندانى كردن مرغ خانگى نهى كرده است و نام مرغ خانگى خروس را هم دربرمىگيرد . شما دربارهء كشتن كبوتر همان را روايت كردهايد كه دربارهء كشتن سگها ، ولى نديدم روايت كنيد كه كبوتر از مسخشدگان است ، بعضى از كبوتران از جنّ و بعضىشان از نوع ضعفاى آنهاست و يكى از دو امّت مسخشده كبوتر است .
شما گمان كردهايد كه عمر به سبب آنكه به جنگ انداختن خروس و قماربازى به وسيلهء آنها را دوست نمىداشته ، دستور كشتن آنها را داده است . در حالى كه مىدانيد فرمانروايان مدينه به اين سبب با صاحب كبوتر ، دشمنى مىكردند كه بيم قماربازى و برد و باخت به وسيلهء كبوتر را از او داشتند و احساس خطر مىكردند و او را به سنگاندازى به خانههاى مردم و فريب دادن كودكان به وسيلهء جوجه كبوتران متهم مىكردند . پس چرا شما همان تأويلها و عذرهايى را كه براى كبوتر و خروس قايليد ، براى سگ قايل نمىباشيد ؟ . » « 1 »
به اين نحو ، هريك از صاحبان كبوتر و خروس حديث را به مصلحت خود تأويل مىكند ، لكن طرف مقابل او عقيدهاش را نقض مىكند و ابزار او هم در اينجا عقل است .
بايد دانست كه معتزله آنچنان به تلاشهاى عقلانى خود ارج مىنهند كه تا وقتى دليل عقلى براى تأويل نصّى پيدا نشود ، به ظاهر آن هيچ توجهى نمىكنند . مثلا در اين سخن پيامبر اكرم : و الذّباب فى النّار : « جاى مگس جهنّم سوزان است » . نظّام چنين مىگويد : « وقتى كه مردم در اطاعت خدا يكسان باشند ، در پاداش نيز باهم برابرند و اگر در گناه يكسان باشند در كيفر نيز برابر خواهند بود و اگر طاعت و معصيتى از آنها سر
هامش
( 1 ) - الحيوان ، ج 1 ، ص 291 - 297 .