تصديق ، و شكم برادرت را تكذيب كن . به او عسل بخوران . اين مرتبه كه او را عسل داد ، بهبود يافت . » سپس جاحظ سخن را ادامه مىدهد و مىگويد : « . . . آنچه بر درستى تأويلها براى اين سخن خداوند : « از درون زنبور عسل شربتى شيرين به رنگهاى مختلف بيرون مىآيد . » « 1 » دلالت مىكند ، اين است كه تمام معجونها و نيز مربّاها از عسل به وجود مىآيند . » « 2 » بنابراين نص قرآن با حديث روايتشده همخوانى دارد . تأويل جاحظ از آيات قرآن نيز برطبق اين همخوانى صورت مىگيرد .
روشى كه بيان شد ، هرچند يكى از بهترين راههاى نقد و بررسى محسوب مىشود ، لكن خالى از خطر نيست ، يعنى خطر پيروزى شيوهء تفسيرى معتزله كه نصّ را تحليل عقلى مىكنند . عامّه ، حديثى دربارهء كشتن مارمولك نقل مىكنند و جاحظ به تحليلى عقلى دربارهء آن پرداخته و چنين گفته است : « . . . به علاوه شايد پيامبر صلى اللّه عليه و إله اين سخن را از باب حكايت گفته باشد ؛ و نيز ممكن است اين سخن علّتى داشته كه در آن زمان معلوم بوده امّا بعدها مردم علّت آن را حذف و خبر را بدون آن بيان كرده باشند و ممكن است كسى كه اين خبر را نقل كرده ، آخرش را ديده ولى اولش را نديده باشد . و نيز ممكن است مخاطب رسول اكرم صلى اللّه عليه و إله در اين سخن ، گروهى بوده باشد كه ميان او و آنها امر ويژهاى بوده است . و تمام اين احتمالات ، ممكن و جايز و غيرقابل انكار و بى مانع است . » « 3 »
هامش
( 1 ) - نحل / 69 .
( 2 ) - الحيوان ، ج 5 ، ص 426 - 429 .
( 3 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 304 - 305 و نيز نگاه كنيد به تشريح معتزله درباره اشكالى كه مخالفان وارد كردهاند از قبيل اين خبر كه چون پيامبر صلى اللّه عليه و إله غلام اختهاى را كه مقوقس او را همراه ماريّهء قبطيه به وى هديه كرد ، پذيرفت ، معلوم مىشود كه آن حضرت اخته كردن غلامان را جايز مىدانسته است . همان مأخذ ، ص 163 - 165 . جاحظ دربارهء ارزيابى احاديثى كه از پيامبر نقلشده كه آن حضرت به قتل مارمولك امر فرموده و آن را « فويسيق » ناميده ، مىگويد : تمام اين احاديث از چيزهايى است كه جاهلان ( معتزله ) و كسانى كه گمان كردهاند تمام اشياء سخن مىگويند و امّتهايى مانند انسانها هستند ، به آنها استدلال كردهاند . همان مأخذ ، ج 4 ، ص 286 - 287 .