بسيار به من نسبت خواهند داد ، چنانكه به پيامبران قبل از من نيز نسبت مىدادند .
بنابراين آنچه از زبان من به شما رسيد ، بر كتاب خدا عرضه كنيد ، هرچه موافق قرآن باشد از من است ، چه گفته باشم و چه نگفته باشم . . . » « 1 » در مورد پرسش زيد الخيل از رسول اكرم كه در گفتگوى صاحب سگ با صاحب خروس بر زبان صاحب سگ جارى شد ، جاحظ ، قرآن را به عنوان حاكم بر سنّت بيان مىكند : « وقتى كه پيامبر صلى اللّه عليه و إله به زيد الخيل از خير سخن گفت و به همين سبب او را « زيد الخير » ناميد ، زيد از آن حضرت چيز ديگرى نپرسيد و حاجتى درخواست نكرد ، جز اينكه گفت : يا رسول اللّه در ميان ما دو مرد يكى به نام ذريح و ديگرى به كنيه ابا دجانه زندگى مىكنند . اين دو نفر پنج سگ دارند كه آهوان را شكار مىكنند ، حكم اين صيد چگونه است ؟ خداوند اين آيه را فرستاد : « اى پيامبر صلى اللّه عليه و إله از تو مىپرسند : چه چيزى براى آنها حلال شده است ؟ بگو : هر چه پاكيزه است برايتان حلال شده و نيز صيد حيوانات شكارگر كه شما به عنوان مربّيان سگهاى شكارى ، از آنچه خدايتان آموخته ، به آنها تعليم دادهايد . پس ، از صيدى كه براى شما بگيرند بخوريد و نام خدا را بر آن ، ياد كنيد ( هنگام صيد بسم اللّه بگوييد ) » « 2 » و اگر جواب پيامبر صلى اللّه عليه و إله به زيد از سنّتهاى آن حضرت بود در جايگاه رفيع قرار داشت ، پس چگونه است در حالى كه كتاب ، فوق سنّت است . » « 3 »
با اين روش ، معلوم مىشود كه جاحظ قرآن را حاكم بر نصّ مىداند ، زيرا سنّت خواه گفتار باشد ، خواه عمل و يا هر دو ، متوجه احاديثى است كه طرفداران سكوت دربارهء فضيلت آن آوردهاند . جاحظ به منظور عرضهء احاديث بر قرآن ، نخست احاديثى را كه آنان روايت كردهاند آورده است : . . . ابو بكر سر زبان خود را گرفت و گفت : همين ( زبان ) مرا به اين كارها وادار كرد . پيامبر صلى اللّه عليه و إله فرمود : آيا مردم را ، جز زبانهايشان به رو در آتش دوزخ مىاندازد ؟ ابن عربى از يكى از استادانش نقل مىكند كه گفت : مردى راجع به پيامبر صلى اللّه عليه و إله سخن مىگفت و در سخنانش گزافهگويى كرد . پيامبر صلى اللّه عليه و إله فرمود : ما اعطى
هامش
( 1 ) - البيان و التبيين ، ج 2 ، ص 28 .
( 2 ) - مائده / 4 .
( 3 ) - الحيوان ، ج 2 ، ص 204 - 205 .