العبد شرّا من طلاقة اللّسان : « بدترين چيز براى انسان ، بىبندوبارى در زبان است . »
عائشى و خالد بن خداش از مهدى بن ميمون و او از غيلان بن جرير و او از مطرف بن عبد اللّه ، پسر شخير ، از پدرش نقل كردند كه گفت : با گروهى خدمت رسول خدا صلى اللّه عليه و إله رسيديم . گفتيم : اى رسول خدا صلى اللّه عليه و إله تو ، سرور و برترين ما و اهل جود و كرم هستى .
رسول خدا صلى اللّه عليه و إله فرمود : « اى مردم حرف خود را بگوييد و شيطان شما را منحرف نكند ، زيرا من بندهء خدا و پيامبر او هستم . . . » .
جاحظ پس از آنكه احاديث و آثار و اشعار و گفتههايى را بيان مىكند ، با استفاده از ذوق ادبى ، به تحقيق و تهذيب دربارهء اين احاديث ؛ سفارش مىكند و سپس حديث را با آيات قرآنى مطابقت مىدهد : « اكنون كه روايت قوم و استدلالشان را شنيديم ، سفارش مىكنم كه اگر استعدادى در بيان و تبيين دارى و اگر احساس مىكنى كه به نحوى اهل اين دو هستى ، از جستجو در بيان و تبيين خوددارى مكن و استعدادت را مهمل نگذار تا سهلانگارى بر نيروى ذوق و قريحه غلبه نكند . و آن را به عادتى زشت مبدّل نسازد .
اگر خود اهل سخن و داراى بيان هستى و احساس مىكنى كه مىتوانى خوب و رسا سخنى بگويى و در جلسهء عمومى به ايراد سخنى بپردازى ، پس براى به دست آوردن بالاترين و برترين مقام سخنرانى كوتاهى مكن و هيبت نادانان و تهديد بىخردان تو را از اين كار بازندارد و رواياتى كه به زشتترين وجه تأويل شده و معناى واقعى آن ، تغيير يافته ، تو را از نظريهات برنگرداند . چگونه از اين گروه با اين روايات تحريفشده و اخبار جعلى و با اين انديشهاى كه از پيش خود اختراع كردهاند ، پيروى مىكنى ؟
سخن خداى تعالى دربارهء يادآورى داوود پيامبر را شنيدهاى كه گفته است :
وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ . . .
« 1 » ، « و از بندهء ما داوود كه در اجراى امر ما نيرومند بود و دايم به درگاه ما توبه و انابه مىكرد ، ياد كن » تا سخن او :
وَ فَصْلَ الْخِطابِ
آيهء 20 ( فصل الخطاب به معناى تشخيص حق از باطل است كه خداوند به حضرت داوود عنايت كرده است ) بنابراين ، خدا براى حضرت داوود ، حكمت و برترى در عقل و متانت در
هامش
( 1 ) - ص / 17 .