تأثير خبرى است كه به گوشتان خورده ، بويژه وقتى كه كمتجربه باشيد . پس اگر كم تجربگى و كمحافظگى در شنونده جمع شود ، خبرى كه به گوش مىرسد ، به آسانى در جايگاه خود وارد مىشود و با محلّى آماده و طبيعت پذيرنده و خاطرهء آرام روبهرو مىگردد و هرگاه اين خبر با چنين قلبى كه داراى ويژگيهاى مزبور است روبهرو شود ، آن چنان رسوخ خواهد كرد كه هيچ چارهاى براى از بين بردنش وجود ندارد . » « 1 »
جاحظ بويژه راجع به آنچه مربوط به نقل حديث است در توثيق حديث از روش محدّثان پيروى كرده است . او به سخن خود ، چنين ادامه مىدهد : « . . . و ثابت بن قبس بن شماس ، همان كسى استكه وقتى عامر به او گفت : آگاه باش ، به خدا سوگند لئن تعرّضت لحنى و فنى و ذكاء سنّى لتولين عنى : « اگر با روانى سخن و فنّ بيان و كمال سنّ من روبهرو شوى از من پشت خواهى كرد » ، ثابت به او گفت : امّا و اللّه لئن تعرّضت لسبابى و شبا انيابى و سرعة جوابى : « به خدا سوگند اگر دشنام دادن و تيزى دندانها و سرعت جواب من را ببينى از اطراف من دور خواهى شد . » او گفت : پيامبر صلى اللّه عليه و إله فرمود : « تو را خدا و پسران قيله ( قبيلهء اوس و خزرج ) كافى است . » سپس دربارهء اين روايت مىگويد : « و اين روايت را از كسى نقل كردهام كه خبر را جعل مىكند و من او را متّهم مىكنم . » « 2 »
هنگامى كه جاحظ متون روايى را نقل مىكند مىكوشد كه نوع مذهب راويان را بيان كند . . . آنگاه دربارهء ارزيابى بيان ، سه روايت مىآورد و ابتدا نام امام على عليه السّلام ، آنگاه امام حسن و على بن حسين بن على و محمد بن على بن حسين عليهم السّلام را ياد مىكند و چنين مىگويد : « . . . و اين سه خبر را ابراهيم بن داحه از محمد بن عمير ، و صالح بن على افقم از محمّد بن عمير نقل كردهاند و تمام اينها از بزرگان شيعهاند و ابن عمير از همه برتر بود . » « 3 »
سپس آنجا كه احاديثى در برترى سكوت بر سخن بيان مىكند مىگويد : « براى اغلب اين احاديث سندى كه متصل به معصوم باشد وجود ندارد و به فرض كه اسناد آنها را متصل بيابى موثق نيستند ، بلكه بيشترشان بهطور مطلق وارد شدهاند و دربارهء راويان
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، 168 .
( 2 ) - البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 359 - 360 .
( 3 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 83 - 84 .