بيشتر از شنيدنيهايش باشد . انسان نمىتواند دانش را فراگيرد و آن را گردآورد و نيز نمىتواند به صورت يك مرجع علمى براى ديگران درآيد ، مگر اينكه مالى را كه در اين راه هزينه مىكند از هزينه كردن دارايى دشمنش براى او گواراتر و لذتبخشتر باشد . » « 1 »
به اين طريق ، جاحظ ، روايت را يك منبع علمى معتبر مىداند ، امّا منبع كتابى را بر آن ترجيح مىدهد ، زيرا او در عصر ترجمه و شكوفايى تأليف مىزيسته است .
جاحظ كه آگاهيها و شناخت خود را از طريق روايت به دست آورده ، دربارهء راوى و نيز عموم اخبار دقت و تأمل فراوانى قايل شده است . او مىگويد : « مانند حديثى كه دربارهء الهام حيوانات از بابويه ( صاحب حمام ) نقلشده كه اگر داستانهاى وى را كه در كتاب لصوص آمده است بشنويد ، خواهيد ديد كه وى از دروغ و پرگويى دور است . من خود او را ديده و با وى مجالست كردهام ، ولى اين حديث را از او نشنيدم ، ليكن يكى از مشايخ بصره كه در مسجد محمد بن رغبان به حضور وى مىرسيد آن را برايم نقل كرده است . » « 2 » جاحظ دربارهء حيوانات آبزى نظريهء عميقى را ارائه داده است و دربارهء اينكه وى در كتاب حيوان براى « ماهى » باب جداگانهاى نياورده چنين مىگويد : « . . . سبب آن ، تنها خبرهاى اهل درياست ، زيرا آنها گروهى هستند كه گفتارشان را مانند فعلشان مؤثر نمىدانند و هر خبرى كه شگفتآورتر باشد نزد آنها خوشحالكنندهتر است ، اگرچه عباراتش نامربوط و فاقد ارزش باشد . . . » « 3 » پس از آن مىگويد : « پس چگونه بااينترتيب ، به اخبار اهل دريا و سخنان ماهيگيران ، اعتماد كنم . . . ؟ » « 4 » وى دربارهء خبرى از استادش مىگويد : « ابو اسحاق ابراهيم بن سيّار نظّام كه در صداقت گفتار او ، چه از شنيدههايش بگويد و چه از ديدنيهايش هيچ شكى ندارم ، چنين گفته است . . . » . « 5 »
جاحظ به منبع خبرى به دليل اثرى كه بر ذهن شنوندهء كمتجربه باقى مىگذارد ، اهميّت مىدهد . او مىگويد : « چيزى از اين قبيل كه شما نياز مبرمى به شناخت آن داريد ،
هامش
( 1 ) - الحيوان ، ج 1 ، ص 55 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ج 2 ، ص 156 .
( 3 ) - همان مأخذ ، ج 6 ، ص 16 .
( 4 ) - همان مأخذ ، ج 6 ، ص 19 .
( 5 ) - همان مأخذ ، ج 4 ، ص 320 .