قدسى بدمم تا به اذن خدا مرغى شود . » « 1 » و نيز مىفرمايد : « و هنگامى كه از گل ، شكل مرغى به اذن من ساخته و در آن دميدى تا به اذن من ، مرغى شد و كور مادرزاد و پيس را به امر من شفا دادى و مردگان را به امر من از گور بيرون آوردى » . « 2 »
نيز فرمود : « و هرگاه پيشامد ناگوارى برايشان رخ مىداد ، به موسى عليه السّلام و همراهانش فال بد مىزدند ، آگاه باشيد كه فال بد آنها ( طائرهم ) نزد خداست و ليكن اكثر آنها آگاهى ندارند » « 3 » و نيز مىفرمايد : « ( يوسف گفت : اى دو همزندانى من ) يكى از شما ، ساقى شراب شاه خواهيد شد و آن ديگرى به دار آويخته مىشود ، پس مرغان ، مغز سر او را مىخورند . » « 4 » و نيز مىفرمايد : « اى رسول ما آيا نديدى كه پروردگارت با سپاه فيل سوار چه كرد ؟ آيا نيرنگى كه براى كعبه انديشيدند ، تباه نكرد ؟ و بر هلاك آنان مرغان ابابيل را فرستاد ، تا آنها را با سجّيل سنگباران كرد . » « 5 » و نيز فرمود : « و سليمان وارث ملك داوود شد و به مردم گفت : ما را زبان مرغان آموختند » « 6 » ، و بعد فرمود : « و سپاهيان سليمان از گروه جنّوانس و مرغان در ركابش حاضر شدند » « 7 » . با اينكه خداوند تمام مخلوقات را مسخّر سليمان كرده بود ، در اين آيه كلمهاى كه به معناى جميع خلق باشد ، ذكر نكرده است و نيز در آيه 20 همين سوره ، گفته است : « سليمان ، جوياى حال مرغان شد و گفت : هدهد را چرا نمىبينم ، بلكه بىاجازهء من غايب شده است . » سليمان چيزى از آنها كه در تسخير او بود ، ياد نكرد و او را از ملكه سبا هيچكس بجز پرنده آگاه نساخت .
و نيز فرموده است : « هركس به خدا شرك ورزد ، بدان ماند كه از آسمان فروافتد و مرغان بدنش را بربايند . » « 8 » و مىفرمايد : « و هيچ موجودى نيست مگر اينكه ذكرش تسبيح و ستايش اوست . امّا شما تسبيح آنها را نمىفهميد » « 9 » و در آنجا كه خداوند داوود را ياد
هامش
( 1 ) - آل عمران / 49 .
( 2 ) - مائده / 110 .
( 3 ) - اعراف / 131 .
( 4 ) - يوسف / 41 .
( 5 ) - فيل / 1 - 4 .
( 6 ) - نمل / 16 .
( 7 ) - نمل / 17 .
( 8 ) - حج / 31 .
( 9 ) - اسراء / 44 .