مِنْ صَياصِيهِمْ
« 1 » ، « خداوند گروهى از اهل كتاب را كه از مشركان عرب ، حمايت كردند ، از قلعههاى محكمشان پايين كشيد . . . » .
عربها ، شخص زرهپوش و حامل سپر را ، صاحب سلاح مىناميدند ، امّا بعدها كه نام سلاح خروس و وسيلهء دفاعى آن را « صيصيه » گفتند ، شاخ گاو را هم « صيصيه » ناميدند ؛ زيرا وسيلهء دفاعى گاو است و به شاخك پاى خروس شباهت دارد ، هرچند از آن بزرگتر است . به همين مناسبت برج و باروها ، پناهگاهها و حصارها را كه وسيلهء دفاعى آنهاست و جايگزين سپر و زره و كلاه خود آنها مىباشد ، آنها را نيز در حكم سلاح دانستند و « صياصى » ناميدند و سپس دندانهء شانهء بافنده را كه با آن ، تار و پود چادرها را مىبافند - كه به شاخك پاى خروس شباهت دارد و درازتر از آن است و مانع از خرابى رشتن و بافتن است ، و همچنين از اين لحاظ كه شانهء در دست بافنده مانند سلاحى است كه هرگاه كسى بخواهد او را بزند ، به وسيله آن مىتواند از خود دفاع كند - صيصيه گفتهاند ، چنانكه دريد بن صمد در اين رابطه چنين سروده است :
نظرت اليه و الرّماح تنوشه * كوقع الصّياصى فى النّسيج الممدّد
« نگاه كردم به او ، در حالى كه نيزهها به او چنگ زده بودند ، مانند فرو رفتن دانههاى شانهء بافندگى در ميان پارچه . » « 2 »
د : گاهى جاحظ در بعضى از كاربردهايى كه قرآن براى الفاظ دارد به جستجو پرداخته است مثلا دربارهء « ماء » در حالى كه كاربرد قرآنى را در ميان انبوهى از متون ادبى و احاديث نبوى آورده است ، چنين مىگويد : « خداوند فرموده است :
أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ
« 3 » ، « در آن باغ بهشت نهرهايى است از آب زلال كه هيچ دگرگونى از بوى بد و ناخالص در آن نيست . » مىبينيم كه قرآن از ويژگيهاى آب بهشت تنها « عدم تغيير طعم » را يادآور شده ، زيرا آب وقتى كه سالم و خالص باشد ، بايد تنها به خاطر صافى و گوارايى و سردى و خوش مزگى و نيكويى و پسند ذائقه بودن كه از صفات طبيعى آن است ،
هامش
( 1 ) - احزاب / 26 .
( 2 ) - الحيوان ، ج 2 ، ص 234 - 236 .
( 3 ) - محمد / 15 .