تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
بالاى شكافته لب بيرون آيد . » « 1 » دربارهء تغيير معناى « خضرة : سبزى » و كاربرد آن در قرآن نيز مطالبى بيان كرده است : « معناى اصلى خضرة ، رنگ سبز ريحان و سبزيهاست ، امّا بعدها اين رنگ را براى آهن و آسمان نيز آوردند تا آن‌جا كه ، سرمه و شب را نيز چنين توصيف كردند ، شمّاخ بن ضرار چنين سروده :
و رحن رواحا من زرود فنازعت * زبالة جلبابا من اللّيل اخضرا
« آنها بامداد از « زرود » بيرون شدند ، پس زباله ( اسم مكانى ) با پوستينى از شب كه سبزرنگ بود به رقابت برخاست . » زاجر چنين سروده است :
حتّى انتضاه الصّبح من ليل خضر * مثل انتضاء البطل السّيف الذّكر
« تا اين‌كه صبح ، او را از شب تاريك بيرون آورد ، مانند شمشير كشيدن پهلوان و تاختن سوار كار . » خداوند متعال فرموده است :
وَ مِنْ دُونِهِما جَنَّتانِ * فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ * مُدْهامَّتانِ
« 2 » ، « غير از دو بهشتى كه براى خائفان گفته شد دو بهشت ديگر نيز وجود دارد ، پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را تكذيب مىكنيد ؟ ، درختانش در نهايت سبزى است . » گفته‌اند معناى « مدهامّتان » اين است كه از زيادى آبيارى شدن سبزى آنها متمايل به سياهى شده باشد . به سرزمين عراق به سبب رنگ شاخه‌هاى نخل و آب فراوان آن « سواد » مىگويند . » « 3 » مقصود جاحظ از اين بحث لغوى ، توجه به تأويل نصّ قرآن است كه مورد اتّفاق معتزله مىباشد ، زيرا آنها وقتى كه ديدن خدا را با حواس ظاهرى انكار مىكنند ،
هامش
( 1 ) - شاعر ، صداى لرزش گوشت ميان كتف و سينه را از ترس ، به خروج نفسى از ميان دو لب شخص شكافته لب تشبيه كرده است و ديگرى گفته است : گستردگى زخم را به شكاف لب بالاى شكافته لب تشبيه كرده است . مجانى الحديث عن مجانى الادب ، ج 1 ، ص 158 ، شرح معلّقهء عنترة بن شداد . ( 2 ) - رحمن / 62 - 64 . ( 3 ) - الحيوان ، ج 3 ، ص 246 - 249 .