تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
نعمت را به آنها عاريه داده ، سزاوارتر است كه واژه‌اى را از واژه‌اى مشتق سازد كه البته اطاعت و پذيرفتن آن بر همه واجب است . چرا كه او مىتواند ، نامها را وضع كند و از آنها هرچه بخواهد مشتق سازد و بر اين اساس كتابش را « قرآن » ناميده با اين‌كه اين نام بى سابقه بوده است و سجده كردن در برابر خورشيد را « كفر » دانسته ، با اين‌كه اين سجده ، كفر نيست ، مگر اين‌كه مستلزم ترك سجده‌اى باشد كه نشانهء ايمان است ( يعنى سجدهء خدا ) و ترك چيزى ، تحقق پيدا نمىكند مگر با ابزار آن و در همان مدت زمانى كه عمل تحقق يابد و سجدهء خورشيد ، بدل و نتيجهء ترك سجدهء خدا باشد كه در اين صورت سجده كردن خورشيد كفر خواهد بود . وقتى كه سجده كردن كفر باشد ، انكار هم خواهد بود ، وقتى كه انكار باشد ، شرك هم خواهد بود . پس ، نه سجدهء مطلق انكار است و نه انكار شرك ، مگر به توجيهى كه منجر به شرك شود . » « 1 » با اين بيان جاحظ معتقد است كه معناى سجده با اختلاف موارد تغيير مىكند ، چنان‌كه در برابر خورشيد ، كفر ، و در مقابل خداوند ايمان محسوب مىشود . همچنين ، جاحظ يكى ديگر از الفاظ مشتق قرآنى و معناى جديد آن را بيان مىكند و آن ، لفظ « منافق » است كه علاوه بر معناى نخست و اصلىاش به معناى ديگرى نيز آمده است . جاحظ به رابطه‌اى كه ميان معناى نخست و معناى جديد اين واژه وجود دارد و قرآن انسان را به آن توصيف كرده ، اشاره مىكند و مىگويد : « يرابيع » ( موشهاى دو پا ) نوعى از موش است . و نيز مىگويد : « نافقاء » يكى از سوراخها و خانه‌هايى است كه اين موش در زمين حفر مىكند و به آن قاصعاء و دامّاء و راهطاء « 2 » نيز مىگويند ، و هنگامى
هامش
( 1 ) - الحيوان ، ج 1 ، ص 348 . ( 2 ) - براى لانه‌هاى تودرتوى موش ، هفت نام گفته‌اند : نافقاء ، تاصعاء ، دامّاء ، راهطاء ، عانقاء ، حاثياء و لغز . نافقاء : جايى از لانهء موش است كه آن را نازك كرده ، تا هرگاه تعقيب شود با سرش آن را خراب و فرار كند . قاصعاء : لانه‌اى است كه آن را مىكند و پس از داخل شدن در آن ، درش را مىبندد كه جانورى داخل نشود و بعضى گفته : در نخستين لانه يا در لانه‌اى است كه پس از دامّاء آن را حفر كرده ، بعضى گفته‌اند : خاكى است كه با آن در لانه را مىبندد ، از قصع كه ضميمه كردن چيزى به چيزى است .