كه موش خانههايش را حفر مىكند گفته مىشود : نفّق اليربوع ، مضارع و مصدر آن چنين است : ينفّق تنفيقا ، چنانكه شاعر گفته است :
فما امّ الرّدين و ان ادلّت * بعالمة باخلاق الكرام
« امّ الرّدين اگرچه ناز بفروشد از اخلاق بزرگان آگاهى ندارد . »
اذا الشّيطان قصّع فى قفاها * تنفّقاه بالحبل التّوأم
« هرگاه شيطان در خانههاى پشت سر او مسكن بگيرد ، با ريسمان درهم بافته او را بيرون مىآورد . »
وقتى كه اين موش در يكى از اين لانهها تحت تعقيب قرار گيرد ، فرار مىكند .
يعنى از نافقاء خارج مىشود و اگر در اين لانه تعقيب شود به قاصعاء مىدود . گفته مىشود : انفقته انفاقا ، وقتى كه بر سرش فرياد زنند ، تا بيرون آيد ، و نفق همان وقتى است كه موش از نافقاء بيرون مىآيد .
نيرنگ بازىهاى اين موش دو پا ، با ساختن لانههاى متعدد به نامهاى : نافقاء و قاصعاء و دامّاء و راهطاء . و جمعآورى خاكها « جلو » سوراخها ، و اقدام به چارهانديشى و محافظت و به غلط انداختن كسانى كه وى را تعقيب مىكنند ، و پناه بردن از چيزى به چيزى ديگر و آگاهى او ، به راههاى فريب و نيرنگ ، و چگونگى غافل ساختن دشمن از واقعيت و به سرعت راه رفتن بر روى زمين ، چه در دشت و چه در زمينهاى نرم كه اثرش را نتوانند پيدا كنند ، و بهكار بردن « توبير » يعنى راه رفتن روى پاشنهء پا بهطورى كه اثرش معلوم نشود ، و ديگر فريبكارىهاى اين حيوان از كارهاى بسيار شگفتآور به شمار مىآيد .
هامش
دامّاء : نام ديگرى براى آن است زيرا به معناى خاكى است كه موش از لانهاش مىكند و بيرون مىآورد و لانهاش را با آن اندود مىكند .
راهطاء : نخستين سوراخى است كه ايجاد مىكند . زهرى مىگويد : بين نافقاء و قاصعاء است كه فرزندانش را آنجا مخفى مىكند . ابو الهيثم گويد : خاكى است كه آن را دم در قاصعاء قرار مىدهد . لسان العرب ، مادهء نفق ، قصع ، دمم ، رهط . م .