نماييد . »
نيز فرموده است :
فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ
، « آنگاه صورتها و دستهايتان را با آن مسح كنيد » اين جمله را فراوان به كار مىبرند ، تا آنجا كه از تيمم به مسح تعبير مىكنند . چنين است عادتها و كارهايشان در هر چيزى كه بسيار با آن در تماس باشند . . . » « 1 »
جاحظ درپى اين سخن مىگويد : « از نامهاى جديدى كه جاى نامهاى زمان جاهليت را گرفته اين است كه در اسلام به كسى كه حج به جا نياورده « صروره » گفته مىشود و حال آنكه اگر اشعار جاهليت را بخوانيم ، مىبينيم كه اين اسم بر خلاف اين معنا بهكار رفته است ، چنانكه ابن مقروم الضّبى چنين گفته است :
لو انّها عرضت لأشمط راهب * عبد الإله صرورة متبتّل
« اگر آن زن ، در مقابل ترساى پيرى كه خدا را عاشقانه عبادت مىكند ظاهر شود . »
لدنا لبهجتها و حسن حديثها * و لهمّ من ناموره بتنزّل
« به دليل جلوهء او و زيبايى سخنش ، به او نزديك مىشود و از جايگاه خود به زير مىآيد . »
« صرورة » نزد اعراب جاهليت به كسى گفته مىشود كه بالاترين مردم در مراتب عبادت باشد ، ولى امروز اسم است براى كسى كه حج به جا نياورده و مستطيع نباشد ، يا آن را تضييع كرده و يا منكر آن باشد . بنابراين ، يك لفظ دو معناى مختلف به خود گرفته است . » « 2 »
سپس جاحظ از اين سخن كلّى دربارهء الفاظ متروك زمان جاهليت و الفاظ جديد در اسلام صرفنظر كرده و به معانى جديد الفاظى كه در قرآن به كار رفته ، پرداخته است : « وقتى عربها ، از عباراتشان عبارتهايى و از نامهايشان نامهايى مشتق سازند ، اكنون كه زبان از خداوند است كه به آنان به عاريه داده شده و خداوند خود و آنها را آفريده و تمكّن بخشيده و به سويشان الهام كرده و آگاهشان ساخته ، و در عين حال ، اين عمل اشتقاق ، از آنها ، در نزد تمام مردم ، كار درستى محسوب مىشود . پس كسى كه خود ، اين
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 334 - 337 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 347 .