علمى وسيع و به معانى و الفاظ زيادى دسترسى داشته باشد .
بنابراين ، كليد واژههايى كه نزد زنادقه متداول و با طبيعت آنان سازگار و بر زبانشان جارى مىباشد ، اينهاست : تناكح ، نتايج ، مزاج ، نور ، ظلمت ، دفاع ، متاع ، ساتر ، غامر ، منحل ، بطلان ، وجدان ، اثير ، صديق و عمود السّبح « 1 » و واژههايى از اين قبيل . اگرچه اين الفاظ از نظر مردم و دين ما و نيز نزد عوام و مردم معمولى ، بيگانه و متروك و نامأنوس است و آنها را بجز افراد خاصّ و متكلمان بهكار نمىبرند . » « 2 »
جاحظ چنين اظهار مىدارد كه زبان در حال تغيير و تحول است ؛ برخى واژهها متروك مىشود و واژههاى ديگرى از طريق اشتقاق رسميت پيدا مىكند ، چراكه هر پديدهء اجتماعى در معرض تحوّل و دگرگونى است . او مىگويد :
« مردم ، بسيارى از چيزها را كه در دوران جاهليّت كاربرد داشته است رها كردهاند ، از جمله اينكه در جاهليت « خراج » را « اتاوه » و « رشوه » و نيز هرچه را كه سلطان مىگرفته ، « حملان » و « مكس » مىگفتند و همچنين در بسيارى از موارد ، جملات :
انعم صباحا ، و انعم ظلاما ، را رها كردهاند و مىگويند : كيف اصبحتم و كيف أمسيتم ؛ و برده به مالكش نمىگويد : « ربّى » ، مثل رب الدّار و رب البيت : « صاحب منزل و صاحب خانه » . و نيز اطرافيان ارباب و پادشاه به او نمىگويند . ربّنا و نامهايى پديد آمده كه قبلا وجود نداشته و از نامهاى زمانهاى گذشته ، از باب تشبيه ، چيزهايى را مشتق ساختهاند از قبيل اينكه به كسانى كه دوران جاهليت و اسلام را درك كردهاند « مخضرم » مىگويند و همانند تيمّم كه خدا مىفرمايد :
فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً
« 3 » ، « پس خاكى جستجو كنيد و تيمم
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، ج 3 ، ص 365 - 367 ، در پانوشت همين صفحه راجع به كلمهء « عمود السّبح » مىنويسد :
منظور از سبح عروج و صعود به آسمان است و به وسيلهء اين عمود وهمى ( معنوى ) تسبيحات و تقديسها و سخنان پاك و كارهاى خير به آسمان بالا مىرود . اين چيزى است كه مانى گفته است ، مراجعه شود به كتاب الفهرست ، چاپ مصر ، ص 461 . در اصل « الصبح » بوده و در جزء اول ، ص 57 نيز راجع به اين كلمه صحبت شده است . الحيوان .
( 2 ) - الحيوان .
( 3 ) - نساء / 43 .