معتزله ، براى جنّ و غول كه از افسانههاى عرب گرفته شده به علل روانشناختى آن پرداختهاند و جاحظ در اينباره چنين گفته است : « ابو اسحاق دربارهء آنچه اعراب ياد كردهاند ( نواختن جنيان و بازى غولان ) مىگويد : اساس اين كار آن است كه اين گروه ، وقتى در بيابان فرود آمدند ، ترس آنان را فراگرفت و تنهايى و سكونت آنها در اين سرزمينها و نيز دورى ايشان از انسانها ، به طول انجاميد ، بويژه آنكه بىكار و بىيار و ياور بودند و در حالت تنهايى نمىتوانستند اوقات را سپرى كنند و پيوسته در تفكر و آرزو به سر مىبردند و همين تفكر و خيال بود كه زمينه وسوسه و هراس را براى آنها فراهم مىكرد . » « 1 »
پس از بيان انواع تفاسير از ديدگاه جاحظ ، سرانجام به آخرين نوع تفسير او مىپردازيم كه تفسير لغوى اوست :
تفسير لغوى
جاحظ نسبت به ارزش مطالعات لغوى و اهميّت كاربرد الفاظ در معانى احتمالى اين الفاظ توجه خاصّى دارد كه سزاوار است پيش از قرار گرفتن لفظ در جاى مناسب خود در عبارت ، از اين معانى آگاهى حاصل شود .
ما بدون پرداختن به ارزشيابى نقش فرقهء معتزله در لغت ، تنها گفتار جاحظ را در بحث لغوى بيان مىكنيم ، زيرا معتزله اهل انديشه و گفتگو هستند و هدفشان اقناع عقلى و تأثيرات ادبى است كه خود نياز به بحث جداگانهاى دارد .
جاحظ براى كسى كه به جستجوى علم و يا پژوهشهاى كلامى مىپردازد ، مهارت در مفردات لغت و نظام ساختار عبارات و روش تعبير را ضرورى مىداند : « در ميان عربها ، مثلها و اشتقاقات و ساختارها و موارد خاصى وجود دارد كه سخن را بر معانى موردنظر خود حمل مىكنند . امّا مواردى نيز هست كه الفاظ ، معانى ديگرى مىدهند و كسى كه آن موارد و معانى را نشناسد ، نسبت به تأويل كتاب و سنّت و شاهد و مثالها
هامش
( 1 ) - الحيوان ، ج 6 ، ص 248 - 249 .