رفتارها و معاشرتها آگاه بود و انواع گوناگون تفسير و تأويلها را مىدانست ، چه بسا يك آيه را در چند هفته تفسير مىكرد . از باب مثال آيهء جنگ بدر را مىخواند و احاديث فراوانى را متناسب با آن حفظ داشت و داستانهايى از فنون مختلف به مناسبت ذكر مىكرد و در تفسير قرآن دخالت مىداد . يونس بن حبيب سخن عرب را از او مىآموخت و به آن استدلال مىكرد و خصلتهاى پسنديدهء او ، فراوان است .
پس از ابو على ، قاسم بن يحيى ، كه همان ابو العباس نابيناست به تفسير داستانى قرآن پرداخت و در داستانسرايى كسى همانند او ديده نشده است و شخص ديگرى كه با اين دو ، و پس از اين دو به داستانگويى مىپرداخت مالك بن عبد الحميد نابيناست .
بعضى بر اين گمانند كه از ابو على هرگز غيبت كسى شنيده نشد و با هيچيك از مخالفان و حاسدان و سركشان ، معاملهء به مثل نكرد . » « 1 »
اين است موقعيّت مفسّران داستانسراى معتزله از ديدگاه جاحظ . او زمانى نهايت اعتماد را به اين شيوهء تفسيرى دارد كه هدف اين مفسران توجه دادن به نشانههاى خدا و تشويق بر انديشيدن در عظمت صنع او باشد و همچنين با استفاده از روش داستانى خود قرآن ، مردم را از يك سو تشويق و از سوى ديگر تهديد كنند . چنانكه خداوند مىفرمايد : « داستانهاى گذشتگان را بر ايشان بخوان شايد بينديشند » « 2 » و نيز مىفرمايد : « در داستانهاى گذشتگان براى صاحبان عقل پند و اندرزى كامل است . » « 3 » و همچنين داستانهاى قرآنى را با شيوهء رسايى بيان كنند كه در روح اثر گذارد و احساسات نهفته نيكى را در انسان برانگيزد چنانكه هدف قرآن ، از نقل داستانهايش ، اثرگذارى در نفوس است ، زيرا از احوال پيامبران و ملتهاى گذشته چيزهايى را نقل مىكند كه حضرت رسول صلى اللّه عليه و إله آنها را نيز از قومش مىبيند :
وَ كُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَكَ
« 4 » ، « و ما ، همهء آنچه از اخبار پيامبران بر تو مىخوانيم ، براى اين است كه قلب تو را قوى و استوار سازيم . » و شايد شخصى مانند ابو على اسوارى مفسّر داستانسرا ، به
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 368 - 369 .
( 2 ) - اعراف / 176 .
( 3 ) - يوسف / 111 .
( 4 ) - هود / 120 .