تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
كه در آن نماز مىخوانيم اراده نكرده ، بلكه مقصود پيشانيها و هرچه مردم بر آن سجده مىكنند ، مىباشد از قبيل دست‌وپا و پيشانى و بينى و دو سر زانو . . . دربارهء سخن خداوند : « آيا به شتر نگاه نمىكنيد كه چگونه آفريده شده است ؟ » « 1 » ، گفته‌اند : مراد شتر و ناقه نيست ، بلكه مقصود ابرهاست . دربارهء سخن خداوند :
وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ
« 2 » ، « واى بر كم‌فروشان » گفته‌اند : « ويل » واديى است در جهنم و سپس به توصيف اين وادى پرداخته‌اند ، و حال آن‌كه معناى ويل در سخن عرب شناخته شده است و چگونه چنين نباشد در صورتى كه در دوران جاهليت پيش از اسلام از مشهورترين سخنان آنها بوده است ؟ . عدّهء ديگرى در مورد اين سخن خداوند :
عَيْناً فِيها تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا
« 3 » ، « در آن جا چشمه‌اى است به نام سلسبيل » مىگويند : برخى از روى اشتباه بعضى از كلمات را به بعضى ديگر چسبانده‌اند . آنها گفته‌اند : اصل آيه چنين است : سل سبيلا اليها يا محمّد صلى اللّه عليه و إله : « راهى به سوى بهشت از خدا بخواه اى محمّد صلى اللّه عليه و إله » و اگر چنين باشد معناى « تسمّى » چه مىشود ؟ و چه چيزى نامگذارى مىشود و آن چيز ، چيست ؟ » « 4 » جاحظ هرگز تفسير روايى را كه چيزى را بر مضمون نصّ تحميل كند كه در آن نباشد ، جايز نمىداند . او مىگويد : « واقدى از برخى اساتيدش روايت مىكند كه زبان موسى عليه السّلام نارسايى داشت و بر آن موهايى روييده بود و حال آن‌كه قرآن بر اين معنا دلالت ندارد و سخن خداوند : « خدايا عقدهء زبانم را بگشا » « 5 » دليل بر چنين مفهومى نيست . » « 6 » اين گروه از مفسّران با نقلهاى خود كارهاى شگفت‌انگيزى انجام داده‌اند تا بازار خود را نزد تودهء مردم رونق بخشند . امّا گروههاى ديگرى وجود دارند كه از روى هواوهوس ، اين تكلّفها را مرتكب
هامش
( 1 ) - غاشيه / 17 . ( 2 ) - مطفّفين / 1 . ( 3 ) - دهر / 18 . ( 4 ) - الحيوان ، ج 1 ، ص 343 - 346 . ( 5 ) - طه / 27 . ( 6 ) - البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 37 .