هرگاه دو نفر متخاصم در نزد حاكم بروند ، هريك خود را مظلوم و طرف مقابل را ظالم مىداند . » « 1 »
سپس جاحظ به حبّ وطن اشاره مىكند كه خداوند آن را در فطرت و روح انسان قرار داده است : « خداوند از حبّ وطن كه در سرشت انسان است خبر داده و گفته است :
« و پاسخ دادند كه چرا در راه خدا نجنگيم و حال آنكه دشمنان ، ما و فرزندانمان را از ديارمان بيرون كردند . » « 2 » و نيز فرموده است : « و اگر به آنها حكم مىكرديم كه خود را بكشيد يا از خانههاى خود بيرون رويد ، اطاعت نمىكردند مگر اندكى از آنها » . « 3 » « 4 »
براساس نظريهء جاحظ ، ترس از شيطان ، يك تصوير ثابت در دل و جان هر انسانى دارد كه با توجه به تفاوتهاى افراد از لحاظ محيط و ويژگيها آنان را مىترساند . و لذا خداوند مىفرمايد : « آن زقوم به حقيقت درختى است كه از بن دوزخ برآيد ؛ ميوهاش در خباثتگويى سرهاى شياطين است . » « 5 » مردم هرگز شيطان را به شكل خاصّى نديدهاند ، امّا خداوند متعال سرشت همهء امتها را بهگونهاى آفريده است كه چهرهء شياطين را زشت و ناپسند به نظر آورند بهطورى كه اين زشتى در ميان آنان به صورت ضربالمثل درآمده است . گويى همهء اين امتها - از پيشينيان و پسينيان - با قبول اين تنفّر و زشتى ، شيطان را به عنوان نماد پليدى و بدى پذيرفتهاند . « 6 »
هامش
( 1 ) - الحيوان ، ج 2 ، ص 105 - 106 .
( 2 ) - بقره / 246 .
( 3 ) - نساء / 66 .
( 4 ) - همان مأخذ ، ج 3 ، ص 228 .
( 5 ) - صافّات / 65 .
( 6 ) - الحيوان ، ج 4 ، ص 39 - 40 . نمونهء ديگر : جاحظ علّت روانى ترس قوم فرعون از عصاى موسى را اين مىداند كه به مار تبديلشده ، همان مأخذ ، ص 158 - 162 . بهنظر جاحظ در تمام مخلوقات خداوند ، الهامات نفسانى وجود دارد . همان مأخذ ، ج 1 ، ص 33 - 35 و دربارهء هدهد سليمان از مشاركت او با انسان در حس و توجه او به تمايز بين هدايت و گمراهى سخن مىگويد ، همان مأخذ ، ج 4 ، ص 77 - 85 و نيز تفسيرى نقل مىكند كه ظاهرا از شخص معتزلى است و در آن ، براى تبسّم سليمان از سخن مورچه علّت نفسانى بيان كرده است ، همان مأخذ ، ص 20 .