دهند . . . » « 1 » و نيز فرموده است : « و امّا كسى كه نامهء اعمالش از پشت سر به دست چپش داده شود » « 2 » و فرموده است : « تو خود كتاب اعمالت را بخوان كه خود تنها براى رسيدگى به حسابت كافى هستى » « 3 » . هرچند اگر اعمالشان نوشته نمىشد به گونهاى نگهدارى مىشد كه از ياد نمىرفت ، امّا خداى متعال مىداند كه نوشتهء محفوظ و نسخههاى آن براى بيدار ساختن و هشدار دادن رساتر است و در دلها بيشتر ايجاد ترس مىكند . » « 4 »
او دربارهء خصوصيّات روحى عموم انسانها در هر زمان و هر مكان و آنچه مربوط به آن است مىگويد : « خداوند در قرآن ، پاسخ قريش و مشركان عرب بر پيامبر صلى اللّه عليه و إله را آورده است . ازاينرو ، الفاظ ، مقاصد و تلاشهاى آنان را كه با آنچه تمام امّتهاى گذشته در پاسخ به پيامبران خود انجام دادهاند برابر دانسته و دراينباره گفته است :
تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ
« 5 » ، « دلهاشان در نافهمى شبيه يكديگر است » و نيز گفته است :
أَ تَواصَوْا بِهِ
« 6 » ، « آيا مردم اعصار ، يكديگر را به اين تكذيب ، سفارش كردهاند ؟ » و بعد فرموده است :
وَ خُضْتُمْ كَالَّذِي خاضُوا
« 7 » ، « شما هم مانند آنها در شهوات فرورفتيد » و نمونههايى از اين قبيل فراوان است . مگرنه اين است كه ملاحظه مىكنيد بافندگان در هر زمان و مكانى كه باشند ، از لحاظ خشم و نادانى و كودنى و ستمگرى با يكديگر يكسان هستند و همين طور طبقات گوناگون بردهفروش ، همگى در هر زمان و هر مكان ، شبيه يكديگر هستند و نيز همهء حجامتگران روى زمين علاقه به شراب دارند هرچند از نظر شهر و نژاد و سن مختلف باشند . و نيز مىبينيد كه هر زندانى و مضروبى در نزد سلطان و حاكم مىگويد :
من مظلوم واقع شدهام ، چنانكه شاعر گفته است :
لم يخلق اللّه مسجونا تسائله * ما بال سجنك الّا قال مظلوم
« اگر از هر زندانيى كه سؤال كنى كه چرا زندانى شدهاى ؟ مىگويد : من مظلومم » و
هامش
( 1 ) - حاقه / 19 و انشقاق / 7 .
( 2 ) - انشقاق / 10 .
( 3 ) - اسراء / 14 .
( 4 ) - الحيوان ، ج 1 ، ص 62 .
( 5 ) - بقره / 118 .
( 6 ) - ذاريات / 53 .
( 7 ) - توبه / 69 .