تفسير روانشناسى
از همان آغاز كودكى ، در پيرامون جاحظ عواملى وجود داشت كه باعث رشد فكرى و بيدارى و تيزبينى وى شد .
او در خانوادهاى رشد يافت كه عوامل دوستى و فرمانبردارى در فضاى آن حاكم بود . و سپس مزهء تلخ يتيمى و سختى فقر را چشيد ، زيرا مادرش هزينهء او را عهدهدار بود و او هم به مادرش در تهيّهء ضروريات زندگى كمك مىكرد . « 1 »
افزون بر تمام اينها ، او بسيار زشت و سياهچرده بود و چشمانى درشت و برآمده و قامت و گردن كوتاه و گوشهايى كوچك داشت . « 2 »
مردم از روى نفرت به او مىنگريستند و او خود نيز اين را حس مىكرد و هر نگاهى بسان يك خطر او را رنج مىداد و مىفهميد كه همه دربارهء او سخن مىگويند . او با چنين حسّاسيتى رشد كرد .
جاحظ وقتى كه به كمال علمى رسيد ، با راه يافتن به دربار خلفا و وزرا و اشراف به قلّهء ترقى صعود كرد و از چگونگى كاهش و افزايش تمايلات انسانى و بهرهگيرى از آنها ، آگاهى يافت و هنگامى كه با دربار سلطان رابطه برقرار كرد ، با حسد حسودان و دشمنى دشمنان روبهرو گشت .
كتابهاى او ، نشانههاى جديدى از شناخت وى نسبت به حالات روحى انسان بود . « 3 »
هامش
براى اثبات نظريهء خويش به آياتى از قرآن استدلال كرده است .
( 1 ) - ياقوت در معجم الادباء ، ج 16 ، ص 74 مىنويسد : جاحظ در بسيحان از نواحى بصره ، نان و ماهى مىفروخت .
( 2 ) - شارل يللّات ، الجاحظ ، ص 100 ، چاپ دمشق ، دار اليقظة العربية 1961 م .
( 3 ) - به عنوان مثال جاحظ را مىبينيم كه در يك روش روانشناسانه ، چگونه جد را با هزل درآميخته است ، زيرا مىداند كه وقتى تمام مطلب جدّى باشد طبيعت خواننده خسته مىشود و نشاطش به سستى مىگرايد . الحيوان ، ج 6 ، ص 15 و در موارد فراوانى از كتابها و رسالههايش بحثهاى مفصلى در اين موضوع به چشم مىخورد كه نياز به بحث جداگانه دارد .