است ، خدا مىفرمايد : « ماهيها در روز تعطيل مىآمدند و در روز غير تعطيل نمىآمدند » و روز شنبه در همهء هفتهها و هفتهها در همهء ماهها وجود دارد و اين امر ثابت مىكند كه زمانها با يكديگر تفاوتى ندارند و روز تعطيل ( شنبه ) گاهى در زمستان و گاهى در تابستان و گاهى در پاييز و يا در ميان اينها مىباشد ، امّا اين حكم از باب اختلاف زمانها نيست از قبيل زمانى كه ماهى مىآيد يا نمىآيد و زمان حملهء حيوانات و موقع تخمگذارى و اوقات كشاورزى و جزرومد ( دريا ) و آمدن باران و اينكه درختان چگونه برگ و ميوهها را مىريزند و مارها پوست مىاندازند و بز كوهى چگونه شاخش را مىاندازد و پرنده چگونه آواز مىخواند و چه وقت ساكت مىشود . . .
ما به شگفتيهاى موارد مختلف طلوع ستارگان و رابطهء جزرومد ( آبها ) با مقدار كمال و يا نقصان قرص ماه اقرار داريم و هرچه از اين قبيل جريانات تحقق يابد ، نشانهاى از وحدانيّت حق تعالى است .
پس هرگاه كسى به اهل شريعت كه از ساحلنشينان دريا ، يا رودخانه ، يا ساكنان درّه يا چشمهسار است ؛ بگويد : ماهيان در هر روز شنبه براى شما حاضر مىشوند و يا بگويد : در هر ماه رمضان حضور مىيابند ، با اينكه ماه رمضان در زمانهاى مختلف :
تابستان و زمستان و بهار و پاييز تحوّل مىيابد و روز شنبه هم در همهء زمانها در گردش است . اين خود از شگفتيهايى است كه دليل بر وحدانيت خداوند و صدق گويندهء اين خبر است و نشان مىدهد كه اين خبر از سوى ذاتى فرستاده شده است كه همهء اينها در قبضهء قدرت اوست و اين جريان ، از نظم موجود و عادت معمول طبيعى بيرون است و تفاوت ميان زمانها به نحوى كه بيان كردم امرى آشكار مىباشد و ستايش ، مخصوص خداوند است . » « 1 »
جاحظ همچون برخى از معاصران ما در تفسير آيات قرآن ، به علوم تجربى متوسّل نمىشود ، لكن در تفسير برخى آيات سورهء يوسف ، مطلب زيركانهاى را طرح مىكند كه در آن ، ميان حكمت الهى و قوانين شناختهشدهء علمى فرق مىگذارد ، اكنون به
هامش
( 1 ) - الحيوان ، ج 4 ، ص 100 - 104 .