حتّى جاحظ مىكوشد براى به دستآوردن معناى شعر نيز از اصل تجربه استفاده كند . او مىگويد : « يحياى اغرّ اين شعر را برايم خواند :
كضرب القيون سبيك الحدي * د يوم الجنائب ضربا وكيدا
« مانند ضربت شديد آهنگران بر شمش آهن در روز گرم كه ضربتى است ، بسيار سخت . »
من معناى شعرش را نفهميدم و آن را از بعضى فلزكاران پرسيدم ، گفتند : اين معروف است كه هرگاه آهن را در روز سرد از كوره بيرون آوريم ، قطع كردن آن احتياج به صد ضربه دارد و در روز گرم احتياج به ضرباتى بيشتر و سختتر از آن دارد ، زيرا شمال [ سردى ] فلز را خشك و زمخت و جنوب [ گرمى ] آن را مرطوب و نرم مىسازد . » « 1 »
اين بود دلايل روآوردن جاحظ به روش تجربى و ما ، تأثير اين روحيهء تجربى و علمى او را در تأويل نصوص و آنچه براى توضيح آنها بيان مىكند ، نيز مىبينيم . به عنوان نمونه در آيهء :
وَ يَخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ
« 2 » ، « و مىآفريند آنچه را شما نمىدانيد » ، نظريهاى از برخى مفسّران كه شايد معتزلى باشند نقل مىكند : « هركس مىخواهد معناى
وَ يَخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ
را بداند ، آتشى در ميان نيزار و يا بيابانى روشن كند و آنگاه به آفريدههاى گوناگونى از قبيل حشرات و مگسها كه دور آتش را فراميگيرد بنگرد . او صورتهايى را خواهد ديد و مخلوقاتى را خواهد شناخت كه گمان نمىكرده ، خداى تعالى موجودى از
هامش
439 - 440 و نيز دربارهء ادّعاى ارسطو به اينكه ماهى هرگز غذا را نمىبلعد مگر با قدرى آب ، از دريانوردى پرسيد ، او اين ادّعا را تكذيب كرد . ج 6 ، ص 17 - 18 جاحظ نمونههايى را از تجربههاى مكتب اعتزال از قبيل تجربهء اسكار چهارپايان روايت كرده است . همان مأخذ ، ج 2 ، ص 228 - 229 و گفتهء نظّام را دربارهء تجربهء اسكار چهارپايان و درندگان نقل كرده است . همان مأخذ ، ج 2 ، ص 220 و تجربهاى را كه دربارهء وسيلهء قتل مورچه گفتهشده باطل مىكند نيز آورده است . همان مأخذ ، ج 4 ، ص 36 و گفتهء بعضى از اهل علم و صاحبان اخبار و تجربه را دربارهء جستن حيوان نر بر همجنس خود ياد كرده است . همان مأخذ ، ج 4 ، ص 51 .
( 1 ) - الحيوان ، ج 4 ، ص 407 .
( 2 ) - نحل / 8 .